پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۲۵ واژه با حرف «ق» پاک کردن فیلترها ✕

متفرقه قاتِق kātox خورشت تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه قافله زنگبار گروه موجودات اسطوره‌ای با موی بور و چشمان سیاه که با کلاه دراز سفر می‌کنند تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه قالشیخ haqqolšeyx در گذشته هندی‌ها در فصل صید مروارید برای تجارت به جزیرة کیش می‌آمدند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه قائم هر یک از چوب‌های قطور عمودی در جلو و عقب قایق برای بستن طناب‌ها هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه قباد ماهی قباد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه قبر عاشقون یا کبرآشکن نقش زری با دایره و مستطیل، کبرآشکن تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه قبریبه qebribe باریک تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه قبله qeble غربی، واقعشده در غر ب تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه قبله دعا مراسم دعا و نذر خرما و ارده به نام حضرت خضر هنگام کم شدن صید ماهی، آیین طلب باران (دعای باران) در مصلی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه قبه qobbe قطبنما تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه قرقره بالشتک استوانه‌ای روی کوجن در زری‌بافی تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه قلفه golfe / qolfe چوبی که در ت فر لنج بر روی گایم تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه قلم پاک کُه مدادپاک‌کن هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه قلم تُراش مدادتراش هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه قلمی بادبان کوچک عقب هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه قماره qæmare / qæmmare / qemare اتاقکی در قسمت ت فر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه قمیص gamiṣ پیراهن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه قیاس فن محاسبه موقعیت در دریا هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه قیراندود qirændud پوشاندن سطح داخلی لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه کپکاپ kapkap یا قبقاب، کپ کاپ قبقاب، کفش (دمپایی) چوبی زنانه، پاافزار چوبی تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کدر یا قدر قدر، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا کوش kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی باران‌زا، نوعی کفش «کوش امروز خیلی شدیده» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه گفشه gafʃa یا قفشه قاشق تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل منجل manjal یا قززان دیگ، دیگ پخت و پز «منجل بزرگ» تأییدشده · ۵ منبع مینابیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته جانوران موک Mok یا بیزخرگ، قاصد زنبور کاملاً سیاه، زنبوری سیاه و درشت که آمدنش را نشانهٔ رسیدن مسافر می‌دانند «موک تیز است» تأییدشده · ۳ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.