پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴۹ واژه با حرف «ف» پاک کردن فیلترها ✕

متفرقه فَ خودت هنوز بررسی نشده بلوچی هنوز رأی نگرفته متفرقه فاتک fatæk همان بویه است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه فارسی farsi بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به شمال غربی میباشد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه فاشی آشکار (حنای روز سوم) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه فالگه falgæ قسمت اندرونی لنج، «بُن خَن» تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه فاله fulah یا فوله شیرینی همراه قهوه (شکلات، حلوا و…)، آجیل و دسری که پیش از غذا برای مهمان آورده می‌شود تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه فانوس fanus یکی از انواع چراغها که ماهیگیران تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه فانی گم شده است درگذشته است (به جای گفتن «مرد») تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه فتاره fattāreh سپرماهی برقی ایرانی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه فتک سر fatk-e sar هوش، حواس تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه فچه faca یا فکه شکاف تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه فخیر گدا، فقیر تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته خانه فدا Feda حیاط خانه «فدا پر از گل‌ها» تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرخ farx ماهی شهری معمولی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرخفرو farx-feru ماهی گیش پهن تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرخه ferxa ماهی سرخوی حرا تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرزه forzæ اسکله تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرسوک farsuk پرستوماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرفروک farfarük فرفره تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرگد færgæd فرقد، از ستاره‌هایی که در جهت‌یابی لنج استفاده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه فرمن færmænd / færmæn عربی شده پروند، چوبی افقی وسط لنج از گایم به سینه تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه فرور forur جزیرة فارور تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه فریاله feryāle عقربماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته مکان فریج Ferij محله، کوی، کوی و برزن «ما توی فریج قدیم زندگی می‌کنیم» تأییدشده · ۳ منبع پارسیانیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه فست mænifist / mænifest بارنامة شناور که شامل لیست بار آن است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه فسیل یا توم نهال نخل هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته گیاهان فسیلی Fasili نهال نخل «فسیلی نخل کاشتیم» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فکل کراوات هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه فگل fogol بادکنکماهی قهوهای رنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه فلانی باری بارا باغ دارن felāni bāri bāra bāq dāren همهٔ کارهایش به عهدهٔ دیگران است و از سختی آن خبر ندارد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.