واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
آدَم
â-dam یا نادَم میدهم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بدو
bo-dou یا مَدو، نِدو بیا، شدن
«ای یار ای یار یار بالا بدو»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بِزَنت
be-zant یا نِزَنت بزند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم شو
mom-e-šow یا ننه شو مادر شب، لولویی که بچهها را به مسواک و دستشویی پیش از خواب وامیدارد، کودکترسان شبهای زمستان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نِ اُدام
ننشستم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نابیو
nabiyu جزیرة تنب کوچک
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناتور
نگهبان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناجی
naǰi شناور تندرو و مجهزی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناچُم
نمیروم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناچوز
nāčuz مارماهی تیزدندان
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناخا
nāxā ناخدا
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناخاردم
nâxârdam نمیخورم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناخاهر
naxahær ناآرامبودن دریا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
شغل
ناخدا
Nākhudā کاپیتان کشتی، فرمانده اصلی قایق، کسی که هدایت کشتی یا قایق را به عهده دارد
«ناخدا کشتی را فرمان میدهد.»
تأییدشده · ۵ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نادیُم
نمیآیم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نارم
یا نی نرفتم، نی نرهتم نمیروم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نارنگنی
nārangoney گونهای نخل پربار و میانرس با خارک قرمزرنگ و خرمای نسبتاً مرغوب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نارو
nâaro یا پیوک بیماری ناشی از آب آلوده (درمان با روغن جگر کوسه)، بیماری رشته (کرم رشته)
«ای داد و بیداد از ستم نارو»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناری
یا نی نرفتی، نی نرهتی نمیروی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناریت
یا نارت، نارفتین نمیرود، نمیروند
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناریم
یا نارنگ، نی نرفتنگ نمیرویم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نازنی
naazanee نمیزنی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناشتا
nāštā صبحانه، صبحانه نخورده
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناطور
nātur نگهبان کشتی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناعم
nā?em ارزانترین نوع مروارید است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
بدن
ناک
nāk ناف
«ناک بدن»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناکو
naku نوعی لنج با ظرفیت کمتر از دویستوپنجاه تن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نال
nāl حشرهای شبیه زنبور، سیاه و درشت که لای برگهای نخل لانه میکند و از آن تغذیه میکند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نالیه
naliyæ نقشه دریایی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نامتوا
نمیخواهم
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
