پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴۲ واژه با حرف «ع» پاک کردن فیلترها ✕

متفرقه انتیکه ʔantica یا عنتیکه عتیقه، آدم شوخ و بذله‌گو تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری انکاس Enkas یا عنکاس ماهی مرکب، مرکب ماهی، ماهی مر کب «انکاس لذیذ است» تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه داتی dātī یا داتو، مَهیگ نامادری، عمه، خاله تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته خوراک عاسل Asal عسل «عاسل شیرین» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه عالیه aliye بخشی از بدنه قایق که بین بُرد و سینه قرار دارد، به قسمت برجسته و قوسی جلوی لنج در طرفین میلسینه گفته می‌شود تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه عامار æmar / amar بند و طناب متصل به لنگر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه عامله āmele نوعی قایق بزرگ که از تختۀ ساج و کمبار، از روشهای ماهیگیری است که در آن تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه عامه ama عمه هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه عبد xadem-e dækæl / abd تیر عمودی کلفت و کوتاهی که دول را به آن می‌بندند، چوب محکمی که برای استحکام دکل تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه عبیدار قرقره چوبی بزرگ و ثابت به سطحه هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه عجوز bærdelæjuz یا باد پیرزن کش تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه عربونه ʔarabuna یا عربانه گاری ساختمانی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه عرشان arrašān مرجان تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه عرک عرق هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه عروس و قدم، چوپون و کلاک Arous va qadam čoupon va kalāk عروس با قدم، چوپان با کلاک هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه عسپک نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه عشیم نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه عضوا azvâ یا عصوا مراسم شادی پس از ظهر نوروز دریا با دف و شعر، نام مراسم رزیف در جزیرهٔ قشم تأییدشده · ۲ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه عطفه ætfe قطعات چوبی که به بیس وصل است و شلمان‌ها را به بیس وصل می‌کند، چوبهایی که برای اتصال شلمان و بیس تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه عقال حلقه سیاه نگهدارنده چفیه هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه عقربی ægrubi / æγræbi بادی که از سمت جنوب شرقی ب وزد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه علاگی طناب برافراشتن جیب هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه علف جلو خانه سهار است وقتی پسر با وجود دختران مناسب در خویشاوندان، ناخویشاوند را برگزیند می‌گویند تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه علم bændire / ælæm میلة چوبی بلندی که در پشت لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه علی کو اِن؟ ?ali ko-yen علی کجاست؟ هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه عماد emād خفاشماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه عمت ʔəmet عمه تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه عمرانی از طناب‌های نگه‌دارنده دول هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه عمره amrah صدف مروارید کوچک که به اندازة دانۀ برنج است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته خانواده عَمی amu یا عامو، اومو برادر پدر یا مادر، عمو، برادر پدر «عموی من پزشک است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.