پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

طبیعت و آب‌وهوا ووغار Wughar جزر، پایین رفتن آب دریا، جزر آب دریا «ووغار شروع شد» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ووکت Vokot سیخونک زدن، اصرار، دستکاری مکرر «ووکت کردن برای کاری» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وَوِنگ vaveŋ ببند تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وه wæ با «wæ muter» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وِهتو vehtu نشست (مذکر) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت وهر Wahr رمق آخر، نا و توان، ناتوان «وهر گذاشت» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وهلیل vahlil بدراه تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه وِهنِه یا هونِه، هونِس بگذار هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه ویاچاف radiyo / bi-sim / vi-eč-ef دستگاه رادیویی برای برقراری ارتباط کلامی با سایر شناورها یا تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه ویحالمحار veyhalmahhār صورت صدف تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه ویر vir سطح آزاد و خشک بالای آبخور لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه وِیسَذَه veysaða ایستاده است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ویلیس تلگراف هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وییو viyo رفت (مذکر) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه هُ hᴐ آن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ها ha هست تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هابل پسربچه یا دختری که در شب حنای سوم کنار عروس یا داماد می‌نشیند تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاتون hɑtūn بانو تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه هادا hādā بده «bāya ya mekdār-i bey düsto-mü hādeym» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاده بده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هادیه hādeye بدهید تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه هارد hārd آرد تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه هاروس hārus یا آروس عروس تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه هاسپیتال بیمارستان هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل هاش hāš آسیاب دستی سنگی، دستاس «هاش برای آرد» تأییدشده · ۳ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه هاشی بچه‌شتر شیرخوار، کرهٔ شتر هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاف uf یا اوف شلوار کوتاه، شورت، مایو تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاکُک hâkok قارچ تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هامد hāmed آمد تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه هامور hāmur نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، هامور تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.