واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
طبیعت و آبوهوا
ووغار
Wughar جزر، پایین رفتن آب دریا، جزر آب دریا
«ووغار شروع شد»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
ووکت
Vokot سیخونک زدن، اصرار، دستکاری مکرر
«ووکت کردن برای کاری»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وَوِنگ
vaveŋ ببند
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وه
wæ با
«wæ muter»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وِهتو
vehtu نشست (مذکر)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
وهر
Wahr رمق آخر، نا و توان، ناتوان
«وهر گذاشت»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وهلیل
vahlil بدراه
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وِهنِه
یا هونِه، هونِس بگذار
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویاچاف
radiyo / bi-sim / vi-eč-ef دستگاه رادیویی برای برقراری ارتباط کلامی با سایر شناورها یا
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویحالمحار
veyhalmahhār صورت صدف
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویر
vir سطح آزاد و خشک بالای آبخور لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وِیسَذَه
veysaða ایستاده است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویلیس
تلگراف
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وییو
viyo رفت (مذکر)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هُ
hᴐ آن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ها
ha هست
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هابل
پسربچه یا دختری که در شب حنای سوم کنار عروس یا داماد مینشیند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاتون
hɑtūn بانو
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هادا
hādā بده
«bāya ya mekdār-i bey düsto-mü hādeym»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاده
بده
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هادیه
hādeye بدهید
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هارد
hārd آرد
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاروس
hārus یا آروس عروس
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاسپیتال
بیمارستان
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
هاش
hāš آسیاب دستی سنگی، دستاس
«هاش برای آرد»
تأییدشده · ۳ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاشی
بچهشتر شیرخوار، کرهٔ شتر
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاف
uf یا اوف شلوار کوتاه، شورت، مایو
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاکُک
hâkok قارچ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هامد
hāmed آمد
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هامور
hāmur نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، هامور
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
