واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
فلانی مثل دار رکی پوشن
felani mesle dāre raki povšen به سر و وضع ظاهریاش میرسد و ادعای کلاس میکند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فَلَزِئنگ
نوعی نان محلی که با مهیاوه درست میشود
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فلس
fels چوبی ضخیم و بلند که دو سوراخ دارد و بر روی «بیست» قرار میگیرد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فلسی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فن
پنکه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فندل
fændæl اگزوز لنج، اگزوز لنج یا همان سلن سر
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فنر
fenær چراغ فانوس دریایی، چراغ نفتی دستی
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فنس
fænæs نوعی چوب در ساخت لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فنه
fænnæ عرشه عقب یا جلوی لنج که سرپوشیده است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فو
phu پدر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فواره
fævaræ نوعی لنگر دو شاخهای
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فوده
fuda یا فوطه حوله
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فوشنید
fōšnid- فروختن (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فُول
fowl خطا، ورزش
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فولن
fulæn یعنی » پر است« چنان
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فیریی داد
پرتاب کرد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فیشتک
سوت زدن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فیور
feyber / feyvær از انواع لنج که بدنة آن فایبرگلاس است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوا
hæva یا شرته، فرته باد
تأییدشده · ۲ منبع قشمیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
