واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
پناه
pænah جایی که شناور از باد و موج در دریای طوفانی در امان باشد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
بدن
پنج
penj ناخن، عسل
«پنج دست»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
فعل و کار
پنجروک
Panjrūk نیشگون گرفتن، فشار دادن، نیشگون
«پنجروک مت کن.»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنجری
جاشویی که برای دیدبانی بالای دول میرود
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنجلوک
penjoluk نیشگون
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنجوروگ
نیشگون
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنچ
ناخن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پند غازی
نردبان
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پندغاری
pandeghari نردبان
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پندوسک
pendask دانههای چرکین روی چشم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنغاری
panneghari نردبان چوبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنکاو سوو یه سلو
Pankaw sov ya slow پنکه را روی سرعت کم بگذار
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنکه
pankæ پروانه موتورلنج، وسیلهای پروانهمانند
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنکیو
pankiyu پینوکیو، دماغدراز
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنگ
pang خوشه خرما، انتهای خوشه که به نخل وصل است، چوب پهن انتهای خوشه خرما
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنگرون
pangaron دلقک، مسخره
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنهک
penehk پیشانی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنیدن
یا پنک نرم کردن، مشتمال، ماساژ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنیربن
panirban نوعی قارچ که در سالهای پرباران کنار شاخهٔ نخل میروید
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
پو
pow سفرهماهی، پا، گل
«پو ماهی»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
بدن
پوت
Pot دامن، مو
«پوت سفید شد»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
پوتنگ
Putang یا پُتِنگ بقچه، بسته، کیسه
«پوتنگ را بردار.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
پوتوک
Potok پشه بسیار ریز بهاری، پشهی ریز بهاری
«پوتوک بهار»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پوچه
poocha پوچ است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پودینی
Poodane غذای گوشت کوسه یا سفرهماهی کوبیده
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
پور
Por خاکستر
«پور از آتش»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پوره
puræ نوعی لنگر دوشاخهای
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
پوزار
Pozar دمپایی، نعلین، پایافزار
«پوزار راحت»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پوزَر
puzar گلزار
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پوزی
یا باخ زیور وسط بینی که روی لب بالا میافتد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
