پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۲۰۴ واژه با حرف «ت» پاک کردن فیلترها ✕

متفرقه ترم term/tærm چوبی است که هنگام ساخت یا تعمیر لنج زیر «بیست» قرار می‌دهند تا لنج کاملا از زمین جدا شود، چوب‌های استوانه‌ای زیر لنج برای حرکت آن به سمت دریا تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تُرُمب toromb تنهٔ نخل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ترنجک زدن روی دو پا به بالا پریدن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ترنک Tarank بی معرفت، فضول «ترنک رفتار» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه تَرو tær-o ستاره تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ترو کردن طناب terow kærdæn-e tænab پرتاب کردن طناب از شناور به سمت اسکله برای بستن آن به پیته تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تری کردن terey kærdæn حرکت لنج به منظور آزمایش موتور پس از تعمیر آن تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تریج terij لبه لنج، آخرین تخته بالای دیوار لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تریی tere:i حرکت آزمایشی لنج یا قایق پس از تعمیر و بازسازی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَزَنِن tazanen می‌زنندت تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تس tos باد بیصدایی که از انسان خارج می شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تسندن tosond-en خفه کردن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه تش آتش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تش باد باد گرم موسمی تابستان (خرداد تا تیر) در فین تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تَشا می‌توانی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تشاله tešalæ نوعی قایق، نوعی قایق که بار را بین اسکله و گمرک جابه‌جا می‌کند، نوعی کشتی بادبانی بزرگ تأییدشده · ۴ منبع قشمیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه تشی شوگرد shogard جانوری که بدنش پر از میخ است (در افسانه، نجارِ مسخ‌شده) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تعان بار سنگینی که برای تعادل قایق در کف آن پر می‌کنند هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه تعریف مکو ای خالو سلونی همه پوچ و پلاچ و استخونی tarif mako eyi xâlo saloni hama poč -o- palač -o- ostoxoni نباید بی‌جهت از کسانی تعریف کرد که ارزش ندارند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تِعَمبار teambār توی انبار تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تغ tagh برگ بلند نخل، شاخه نخل (سعف)، شاخهٔ درخت خرما تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تغت taγot بخش کلفت شاخهٔ خرما که به کنده وصل است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تغله taγala شاخهٔ بلند درخت نخل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تفاح سیب هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفاق دریا به کوه اکهت، تفاق کوه به دریا ناکهت Tefake-derya-be-kuh-akahet-tefake-kuh-be-derya-nakahet سروکار دریا به کوه می‌افتد ولی کوه به دریا نه تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه تفتوک taftok یا تفتکوک قسمت انتهایی ساقهٔ درخت خرما (بافت سبک)، ته کلفت شاخه نخل که به تنه وصل است، قسمت انتهایی لت که به ساقه می‌ماند و مانند نردبان برای بالا رفتن از نخل به کار می‌رود تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفته tofte آب دهان، تف تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تفر tæfær قسمت عقب لنج را گویند، قسمت عقب لنج تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تَفرَه لنگ هندی که بیمار در مجلس باد بانیان به خود می‌بندد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تفصیل tafṣil بریدن پارچه برای خیاطی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.