پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۲۰۹ واژه با حرف «پ» پاک کردن فیلترها ✕

گیاهان پچا pacha بوته‌ای برای هیزم، بوته برای هیزم «پچا هیزم» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت پچل Pachal آدم کثیف، کسی که کثیف است «پچل و کثیف» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پچو pečo بعضی تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پچول počol کول تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پخ کُند، صاف (نوک غیرتیز) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پدری یا پَتری زیور طلایی گل‌شکل پره بینی، زیور کوچک نگین‌دار سمت راست بینی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته بدن پدم Padom ورم، آماس، ورم و آماس «دستم پدم شد» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پدهته فاسد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پر por گوشه، خاکستر چوب (برای پوشش سقف)، شدید «vâ por buden nogâm bâd i naborden» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه پر کن پراکنده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته بازی و سرگرمی پرپروک Perprok پروانه، فرفره از برگ نخل، فرفره «پرپروک می‌چرخه» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرتک partak حصیر، لقب حصیرباف و حصیرفروش تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَرتُنگَ آو آبشار هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پرچیدن له بودن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته گیاهان پررغ Parargh بوته‌ای با شیره سفید، بوته با شیره سفید «پررغ شیره» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرز porz گیاهی که برگش در طب سنتی برای داغ کردن زخم سوزانده می‌شد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرسا عزاداری هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرسال parsāl سال گذشته «Me parsāl raterom bander» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پـِرسَه peresaa خدمتکار زن هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پِرش آغوز هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرغ paraγ بوته‌ای با برگ‌های مفتولی بزرگ در دامنه‌ها و دره‌ها که هیزم می‌شود تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرمیل pærmil چوبی که بر روی «میل»، mil، قرار دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پُرُنو لانه (گنجشک) هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل پروپورکی Prupurki موتور «پروپورکی تند» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پروزخش poruzxaš گونه‌ای نخل دیررس با خارک زرد، شیرین و مطبوع، «پروز» به معنای خارک نارس تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پروک جرقه، اخگر هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرون پروند، کمربندی برای بالا رفتن از نخل در حال بررسی رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پروند parvend طناب بالارفتن از نخل، تیر بلندی که بادبان به آن آویزان است، نوعی کمربند برای بالا رفتن از درخت خرما تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَرون‌دوش paron-dōš پریشب تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرونه parvona پروانه «par e parvona key raxsiden eyša» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.