واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
همو
همان
«تو گل خاکستریمی همو شوقِ پیشتریمی»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هموی
hamoy همان
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَگَه مِهمون نَمیخوای کَلادیدِش بِده
اگر از مهمان خوشت نمیآید اذیتش کن
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گا چهمو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وقت گرده چهمون کچلو پرده درده، وقت کار و بارن کچلو سر کنارن
vakte qerda čehmone kačalov parda derda / vakte kār -o- bāren kačalov sare konāren آدم تنپرور و آسایشطلب
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاهمون
yāhmon آسمان
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپ کپی
kop kopi ناهموار
«zaminiš kop kopi sangiš syâheŋ»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
