واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
صفت و حالت
کونمش
Kunmesh خزیدن روی زمین
«کونمش میکنه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوه
سوراخ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوئن
kuhin / ku?en محلی در چهار مایلی شرق بندر لنگه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
که
ke چه کسی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُه کَرفَتُش
کجا میروید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُه کَهِش توُش
کجا میروید؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَهر
kahr بزغاله
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَهر و کُمُر
بزغاله
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کهربا
kahrobā مهرههای سوراخدار درشت زرد یا قهوهای که به گردن میکنند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
جانوران
کهره
kahra / ka:ra بزغاله، بز
«کهره کوچک»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
کهور
Kahur درخت غاف، نام مردانه، درخت غاف یا نام مردانه
«کهور درخت»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کهوهای
قهوهای
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُی
koy کجا، کوچک
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کی چی
قیچی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَی مَنا تَواری کو؟
kay manâ tavari ko چه کسی مرا صدا زد؟
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
کیبر
Kibar بچهای که پدرش معلوم نیست، بچهای بدون پدر
«کیبر فقیر»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیتا
kitā کوتاه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کيزه گر هوش از بکلن
Kizagar hovoš az bokalen کوزهگر آبش از کوزه شکسته است
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کِیس
چادر شب
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کیکنگ
kikang هلهله (ناره)، کل زدن، شاباش
«کیکنگ میکنه»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلَه
ke:la پیمانه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلیل
kilil کلید
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلیلدِرِسکَرُنُ
kilildereskærᴐnᴐ کلیدساز (مرد)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلییر
keleyer / kiliyer باز کردن مسیر عبور یا محل پهلوگیری شناور از میان سایر شناوره
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
خوراک
کین گرد
Kingerd نوعی خرمای زرد گرد کممزه، خرمای گرد زرد
«کین گرد گرد شکله»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیو
kiyo; kiyɔ دختر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کییا تو خوری؟
چه میخورید؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گ
gæ گاو
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گا
gɑ گاو، ابتدا، اولین
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گا چهمو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
