پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه اوپینا Ofina یا اوفینا پاسخ ترجیع‌بندِ جمع در نمایش موغلی پنا «زائو: زُغال بیا. جمعیّت: اوپینا.» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوتند ow-tond آب دریا هنگامی که ارتفاع موج در دریا بین پنج تا هفت پا باشد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوتیز ow-tiz آب دریا هنگامی که ارتفاع موج در دریا بین سه تا پنج پا باشد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوج مه ow ǰomme در وسط بی س خ ن لنج یک گودی وجود دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوجاشک خمیازه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوحاره owhāre ماهی زبانگاوی چهارخط تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوحره owhare ماهی زمینکن خالباله تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوخفیف ow-xæfif آب دریا در زمان جزر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اورنی Orni روسری حریر یا شیفون گلدوزی‌شده، روسری تور یا حریر زری‌دوزی‌شده برای جشن و عروسی، روسری شیفون رنگی با گلابتون‌دوزی تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوزال owzal بادبان تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوزال گپ بادبان بزرگ اصلی هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه اوس āvus یا آغوس، آووز باردار، حامله، آبستن تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوساشه مث لوس شتر انداخته روی هم اخم کرده و ساکت است و دلخوری خود را بروز می‌دهد هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوسپیتال بیمارستان هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوسنه داستان عامیانه تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه اوشار owšar قایقی که بدنه‌اش ساخته شده ولی هنوز سامان ندارد، لنجی که ساخت آن تمام شده و آمادة به آب انداختن باشد، به آب انداختن لنج تأییدشده · ۳ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اَوِشنَکه aveshnake گیاهی شبیه آویشن کوهی برای دل‌درد هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اوشونی آنهایی هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه اوضا هل ow-zahel آب عمیق تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوغار ow-γar جزر، آب دریا در زمان جزر کامل تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه آوله āvela آبله تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوم‌بو ʔombo بردم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوم‌خاردن omxârden خورده‌ام، خوردم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اومگفتن یا اومگتن، اومگفتی گفته‌ام هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اونشون ʔonʃon; ʔonʃun; ʔunʃun; ʔonʃo; ʔoʃon; ʔunʃon; ʔi:ʃon آن‌ها تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت آووس Avoos باردار، حامله، آبستن «آووس شده» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آوون لانه عقرب، مار، موش و… هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه آوون دِلَکُو لانه گنجشک هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه آوِه aveh آمدی (مذکر) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اویان Ɂoyan آن‌ها تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.