واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
گیم
gim طعمه قلاب ماهیگیری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گین
gin- نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گینعبودسلطان
geyn-abud-soltān طوطیماهی ایرانی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گینعجمی
geyn-a?jami طوطیماهی یشمی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گینعربی
geyn-arabi طوطیماهی با پولکهای زرد رنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیوه
پاپوش بافته از نخل و پشم
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گیویی
Givii قرقره برای چاه
«گیویی آب»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیه
gijæ کجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گییام
giyɑm ~ giɑmin یا گیامین درستکار
«بشکردیین گییامهن (/baškard-i-y-an giyɑm-ehn/)»
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لِ زِمِنگ
le zemeŋ روی زمین
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
ل ور
Lor یا لور خوابیدن
«لور خواب»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاش
laš خشکیهایی که در اثر پسرفتِ آب در خور به وجود میآیند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاشهدرد
lāša-dard کوفتگی بدن، درد مفاصل و استخوان ماهیگیران
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاکی
پلاستیکی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاگیتو
lāgito نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لالا
خوابیدن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لامی
lami مخلوط رنگ و آهک که برای جلوگیری از زنگزدگی میخهای لنج به سر آنها میمالند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لانچ
قایق موتوری
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لانکی
lɑnki دستار
«یگ لانکییم گچ به خو (/yog lɑnki-y=om goč ba xo/)»
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاور
دشت و جایگاه امن میان کوهها
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لاهم
lahem یا لاهن به گل نشسته (برای لنج و کشتی)، به گل نشستن لنج، به گلنشستن لنج یا قایق
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
لایت
Light چراغ دستی
«لایت دستی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لایروب
layrub شناور فلزی بزرگی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لایف رفت
layf ræft قایق نجات
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لایف رینگ
layf ring حلقة نجات
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لب بله
گلابتوندوزی بر لبهٔ چادر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لبسالدول
lebsaddavl لباس یکپارچهای که سرتاسر بدن را میپوشاند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لَپ لَپو
آبنبات چوبی
«یک سال دیره یادمن از دبی یک نمونه لپ لپو شُوا که فوک دگه…»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لپنگ
لنگ بافته برای بازی لپنگا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لپنگا
نوعی بازی محلی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
