واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
گول دادن
gūl dāden فریفتن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گولم
برکه آب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گولوپا
مورچه
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گون
gon یا دراعه لباس گشاد و بلند زنانه، نوعی پیراهن زنانه هرمزگانی، سنگ
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوو
عروس
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووزن
gowzen بادبزن
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووگ
govüg عروس
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووه
qowvoh عروس
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووه که ممی تعریفی بکن لایق (لایک) دم بشکیشن
qowvoh ke momi tarifi bokont lāyek dame boškišeh با عروسی که مادرش از او تعریف میکند نباید ازدواج کرد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووه که ممی تعریفی بکنت لایق دم بشکیشن
gowvoh ke momi tarifi bokont layeqe dam boški šen عروسی که مادرش از او تعریف کند لایق خانهٔ پدرش است، با چنین دختری نباید ازدواج کرد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووه ما خودی کورا بهنیشن که خر لقتی زدی
qowvon mā xodi kora bohnišen ke xar laqati zadi بهانهجویی، گناه خود را به گردن دیگران انداختن
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گووه ما خودی کورن بهنیشن که خز لغتی زدی
gowvu mā xodi kura bohneyšen ke xar laγati zadi عروس ما خودش کور بود، بهانه آوردند که لگد خر کورش کرده، بهانهجویی و انداختن گناه به گردن دیگران
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
خانواده
گویب
Ghoyib عروس
«گویب قشنگ»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گویم
gowyem چارچوبی که در سینه، در میان و در عقب لنج قرار دارد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گه
ge خانه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گهمه
gahme از اواسط آبانماه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گِهُنی
نوعی خرما (از ارقام ثمرهٔ نخل)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گهورت
gohort بزرگ
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیام
giyɑm درستکار
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیپا
gipā شکمبه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیچی
gēč-i گردن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیرَخ
مورچه
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گیرغ
Girgh مورچه بسیار ریز، مورچهای ریز، مورچه
«گیرغ ریز»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیرغ دور چربی اگردت
qireq dore čarbi aqardet کسانی که به دنبال سود و منافع با مرفهها دوستی میکنند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیسه
gisa بزغاله
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
گیش
gish نام درختی، درختچه تزئینی گلدار با شیره سفید سمی، درختچه تزئینی گلدار
«گیش پارک»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیشر
gišer همان گ سار است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیک
آدم احمق و کودن، آدم ساده (توهین)
«امرو یَک آدمه گیکه نه کلاب مه کَفت که از جُن خو سیر وودُم»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیگ
gig نوعی قایق موتوری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
