واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
لکزب
lečezæb / lekezæb بادی که از سمت شمال غربی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لُگُس
آدم شکمو
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
للین
دمپایی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
لَم
Lam نوعی خوراک گاو، نوعی غذای گاو، معجون سلنگِ جوشانده با آب
«لَم برای گاو»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لم چیت
پشتپا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
لمپچ
درخت لمپچ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لمز
lemez موریانه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لمشتن
lamošt-en لیز خوردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
لنج
Lanj کشتی موتوری، جهاز با موتور، نام عمومی انواع قایق موتوری با بدنه چوبی سنتی در خلیج فارس و اقیانوس هند
«لنجها هر روز صبح به دریا میروند.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنج غیر
lænǰ-e γeyr لنج غریبه و ناآشنا
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنچ
lanč لنج، قایق موتوری، شناور موتوری تختهای که کاربرد صید و مسافربری دارد و دارای انواعی است
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
لنچی
Lenchi حلقه کردن دو پا دور چیزی، حلقه کردن پا، گرفتن با پا
«شاخه رو با پا لنچی کردیم»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
لند هور
Land Hur بزرگ
«لند هور خانه»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنک
lonk لنگ (تکهی سوم کفن)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنکوته
لنگ، چادر مخصوص اهل هوا
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
لنگ
Lang پارچهای که مردان دور پاها میبندند، پا، گام
«لنگ پارچهای رنگی است.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگرش سنگینن
Lengeras-sanginen لنگرش سنگین است
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگرگا
lengær-ga / længær-ga محل لنگر انداختن شناورها به گونهای
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگوته
لنگ تاشده، لنگ (بهجای شلوار)
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
لنگوچ
languch نوعی دوزیست ساحلی، دوزیست دریایی
«لنگوچ ساحل»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگوش
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لنگهخط بحری
xætt-e bæhri خط جنوبی مسیر عبور کشتیهای بزرگ در تنگة هرمز
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لو
lü یا lüvo (جمع)، لاو لب، دهان
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
لوار
Laowar یا آتش باد باد بسیار خشک و داغ، باد بسیار خشک و داغ (از شمال به جنوب)، باد گرم و سوزان جنوبغربی (تیر تا شهریور)
«لوار امروز شدیده»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لواشتری
lov-ašteri لبشتری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوبند
loband دهانبند (بستن دهان دام در آیین نوروز دریا)
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
لوپنگاه
Lopengah نوعی بازی با پارچه بافته، بازی بافتن پارچه
«لوپنگاه بازی دختران»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوتوک
lovtok یا لوتک گروه دختران دعوتکننده به عروسی، گروه زنان جوانِ شوهرکرده که با پارچهٔ سبز بر سر مردم را به عروسی دعوت میکنند
تأییدشده · ۲ منبع سیریکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوتی
lûti آدم بیبندوبار و خوشگذران، گروه موسیقی مراسم
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوتیو
ساحل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
