واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
مچ لنگر
moče-e længær بازوی لنگر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچبوس
mačbus پلوماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچک
Mochak یا کوروک مورگی قفس، قفس مرغ یا پرنده، توری دستهدار برای بیرون آوردن خارک از آبجوش
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچیدن
meč-id-en مکیدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مح
طنابی که درون لبههای بادبان میدوزند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محار
mahār صدف مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محر گرد
mahr gard نرده پشتبام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محرنگ
mahreng حصار چوبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محشاء
mahšā? سبد بزرگی که داخل لنج یا قایق میگذارند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محگان
mahgān نوعی ماهی ریز و کوچک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَحلَا سیاهو
محلهٔ مشکیها
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محمدغلی
کودکترسان مردنما با کیسه، معروف اهالی میناب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محور ساده
شلوار گلابتونی پرکار با گلابتوندوزی گل بالا
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محور کردبست
شلوار گلابتونی با تزیینات پرکار
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مُخَ
یا تُخَ، شُخَ خوردن (شکل صرفشده)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مخاتف
مجموعه طنابهای بالا کشیدن پروند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مختب
maxtab یا مکتب مکتب، مکتبخانه
«ke on vaxto mârafta maxtab»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مخراز
mexrāz نوعی ماهی کوچک که بهجای طعمه در قلاب استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَخو
maxo نخور
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَخّی
mæxx-i زنبور عسل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدالغوص
maddalJows آغاز دورة صید مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدت
modat کمک
«چک(چکن) مدته یادمه(هن) (/čok(čok-an) modat=e yɑdam-e(-ehn)/)»
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدی غهوپ
madi ηovhp کودکترسان معروف بازارهای میناب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مر
mer- نرو، مردن
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَرازِگ
ملاج، فونتال
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مرج
مرغ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرچاک
merčâk چوب نخل برای بستن شکستگی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد دو زنی شو تو مسجد اخوت
marde do zani šove to masjed axovet مردهایی که دو زن دارند همیشه سرگرداناند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد دو زنی شو تو مسجد اخووت
marde do zani šeuve tu masjed ʔaxuvet مردی که دو زن دارد همیشه سرگردان است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرد فخیر ا رو اشتر سغی اگنت
marde faxir ʔe ru ʔoštur sayi ʔagent مرد فقیر روی شتر هم باشد سگ گازش میگیرد، فقیر بدشانس است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
