پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

متفرقه مرد فخیر ا رو اشتر سفی اگنت marde faxir arovye aštor safi aqent مرد فقیر بدشانس است هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرد کور ا خدا دو چهم بشتری ناوا marde kur ʔa xodâ do čehm beštari nâvât کور از خدا دو چشم بیشتر نمی‌خواهد، آدم قانع به اندازهٔ نیازش می‌خواهد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه مرد کور دو چهم بشتری ناوا mārde kar do čehm bešterināvā انسان قانع به اندازهٔ نیاز می‌خواهد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرد گل‌آلود انسان‌وری گل‌پوش در مرداب‌ها که کودکان را می‌رباید تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرد مگه خودی تجک ببوت mard maqa xodi tejk bebut آدم مگر خودش شرمنده و پشیمان شود، وگرنه با نصیحت درست نمی‌شود، کسی که خودش جوهرهٔ خوب‌شدن نداشته باشد با نصیحت خوب نمی‌شود تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته خوراک مرداسنگ Mordaseng نوعی خرمای زرد گرد ممتاز، خرمای گرد زرد ممتاز، گونه‌ای از درخت نخل «مرداسنگ خرمای خوبی است» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مردنون مرده‌ها تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مردوکو مرد هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه مردینگال مردها هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرزاب mærzab سوراخ‌های تعبیه‎شده در کناره‌ی سطحِ رویه‌ی لنج که باعث تخلیه آب درون لنج می‌شوند، آب رو یا ناودانهای اطراف عرشه را گویند تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه مرزبن marzabon گونه‌ای مرغوب از درخت نخل با خرمای زردرنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه مرزماش یا مردآزما موجود قدبلند سرخ‌چشم بیابانی که صدای آدمی را تقلید می‌کند تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرزی marzi ناودان، ناودون، آبرو تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرش گلاب‌پاش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مُرغ به جایی اِرت که دانه بِچینت نه به جایی که کینه بِچینت درباره رفت‌وآمد با آدم بدخلق و کینه‌توز هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه مرغ کروک morg korok مرغی که روی تخم‌هایش خوابیده (کرچ) تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرغیزه morγeyza پرنده «morγeyza aseyr abu» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرک merk مرد «dæh kes merkən» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرکب morkab کشتی بزرگ، کشتی، قایق تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه مرگ morag قلیهماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرگ شش marg-e šoš انگشت شست دست تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مِرگ‌زَن merg-zan شکارچی (مرغ‌زن) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرگی morgi مرغ‌فروش تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرن نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل مَرِنگی Maringu در چوبی کپر (از چوب نخل)، نوعی تله چوبی برای پرنده، درگیر کپر «مَرِنگی کپر» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه مرو marrow یا مروچ امروز، برگ‌های نازک وسط درخت خرما، مرغ «murwə siyəhən» تأییدشده · ۳ منبع لارکیکرشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه مروک گلومپا مورچه‌سوار هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته بدن مرهن Merehn گردن «مرهن‌اش از باد برنده بلند است.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مُریه moriye یا ماریه نوعی گردن‌بند (طلا یا بدل) تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه مز مکیدن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.