واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
ایّو
æjju مادر
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایوار
بارور کردن درخت خرما
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیون
یا اُیَنْ آنها
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیون جَی ما یاهتِن و استراحت شون کِ و یَکی اِی آیون کِلِنچونه درد شون اکِه
آنها به محل زندگی ما آمدند و استراحت کردند و یکی از آنها انگشتان پایش درد میکرد
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیون که نه پردن بشته خرما نه هردن
?āyon ke na pardan beštexormā na hardan آنان که پوشیدهاند و ریاکاری میکنند بیشتر خلافکارند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایها
iha اینجا
«Ošo čan sālen ke az iha ratesten»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایهایم
iye?im طعمۀ داخل گرگور
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آیینه
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اییوک
ʔiyok این یکی
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بَ
ba به
«ba hayât ra»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
با
Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر
«با صبح زود به دریا میرود.»
تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶
هنوز رأی نگرفته
خانواده
بابا
پدر، پسر بزرگ
«بابای من ماهیگیر است.»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بابو
babo عمو
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بابی
یا با بی بابا
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باپ
bap پدر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باپشو
bapšü پدرشوهر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باپگپو
bapgapü پدربزرگ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باپیر
bâpir یا باجی، باگپ مِه، گونهای لنج، پدربزرگ
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باخال
bāxāl پدرزن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
باد
حرکت هوا، روح، موجود نامرئی تسخیرکننده (زار
«باد از دریا میوزد.»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد آخر
«تش باد» هنگامی که شدید باشد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد بحری
یا باد دیریایی باد دریایی (شرجی)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد جن
باد از جنس جن (در برابر باد زار)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد سهیلی
باد خنک تابستانی کمشرجی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد شمال
یا باد بری بادی که از غرب میوزد، باد شمال کمشرجی
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد کوس
یا باد شرجی باد گرم و شرجی جنوب شرقی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد گاه
بادی که از شمال میوزد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد نعشی
باد سرد طوفانی اول پاییز همراه گرد و خاک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادخور
bâdxor درمانگر بیماری «افتادن باد در بدن»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادزده
کسی که باد (روح) در جسمش نفوذ کرده و او را تسخیر کرده
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
