واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
هودونک
howdonak مثانه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هور
howr یا یور ماهی شور، باران، نوعی ماهی
تأییدشده · ۴ منبع قشمیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هورگیز
howrgiz الک
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
هوری
Hūri یا حوری قایق، شناور کوچک، نوعی قایق کوچک
«هوری در دریا شنا میکند.»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوزا
howza مد و زایش دریا، بالاآمدن آب دریا که دو بار اتفاق میافتد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوزار
بادبان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوسال
hōsāl امسال
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوش
huš خوشه (خرما)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوش سکر
huš seker خوشهچین، جداکنندهٔ کنگها از خوشه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هُوشتد
ایستاده
تأییدشده · ۱ منبع سیریکی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
هوشرره
Hoshrara شربت آب لیمو
«هوشرره خنک است»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوشگر
hušger طنابی که خوشههای بریده را با آن پایین میفرستند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوشگرگیر
hušgergir کسی که هوشگر را میگیرد و خوشه را سالم پایین میآورد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوشیطانی
how-šitāni جنب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هُوکپ
طحال
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوگا
hogā کلیه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هولنگ
Hooleng ظرف از پوسته نارگیل برای شیر و دوغ و آب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هولو
hülü بزاق
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هولی
həwli نر
تأییدشده · ۲ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هومسال
hōmsāl امسال
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هُوِن
hoven آنها (مذکر)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوند
hound آمدن، آمد، اومد
«سرش در هُوند»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوندن
hunden آمدن، آمده است
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هونده
honda آمده
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوو
how آب
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هووِ دریا یکمِ پاشن
How-derya-yakame-pasen آب دریا تا قوزک پای اوست
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هووالوکو
غلاف خوشه خرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هَووغ
هوو
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هووی
howi منی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوی اِ دوجو خرما اِ دو مشتا
hovvi ?e do ju xormāyi ?edomoštā دربارهٔ کسی که از نظر مالی در رفاه است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
