واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
هِه
he این
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هی
hi روی، بر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیاب
heyab نمای عقب لنج از بیرون
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیت
heyt حرکت لنج یا قایق به سمت جلو
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیچ جا بندر و هیچ کس بندری نابو
هیچ جای جهان بندر نمیشود و هیچکس بندری نمیشود
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیچه
heecha هیچ است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیز
hiz مکار، حیلهگر
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیل
ایل، طایفهای از ازمابهتران
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیل آ بالا
hil-a-bālā یا هیل آبالا ایل (طایفهای از ازمابهتران) که بالاست، گروهی از اجنه با خدم و حشم در سفر
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
هیلوو
Hilow تاب (بازی)، تاب، نوعی بازی
«هیلوو توی پارک هست»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یادم
yɑdam آدم
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یارم هندن از سفر
یارم از سفر آمده است
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یارِن
yaaren یار است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یام لیل
yamleyl نوعی آواز کار است که در لنجهای باری و صیادی مدام تکرار میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یامال
yamal آواز دستهجمعی که ملوانان یا صیادان به هنگام کار یا کشیدن تور ماهیگیری میخوانند، آواز کار دریایی و خشکی (هنگام کار دستهجمعی)
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاو
yāw آب
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاور
yāvar نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاه
vot یا وُتْ آمد، آمد (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاهتِن
یا وُتِنْ آمدند
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاهمون
yāhmon آسمان
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یاهوم
تنظیم بادبان بر اساس جهت باد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یخ
jæx برف
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یخو
کمی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یراده
yerāde ماهی پرنده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یریور
yeryur کوسهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یزد دورن گز دورنن
yazd duren qaz durnan در پاسخ لافزن و یاوهگو
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یزد دورن ول گز دور نین
yazd duren vaL qaz dur nin شهر یزد دور است ولی درخت گز دور نیست، پاسخ به لافزن و یاوهگو
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یعن
ya'an آن
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یک جا
بردن داماد به خانه عروس
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یَک گَنوغ سَنگی نَه چا اَکِردِت که صد تا عاقِل ناتونِنْ دَر بیارِن
yak-ganúγ-sangi-na-čá-akardet-ke-sadtá-áqel-nátúnen-dar-beyáren یک دیوانه سنگی را به چاه میاندازد که صد عاقل نمیتوانند در بیاورند
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
