پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه بانکلیک bɑnklik باقلا تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه بانگِری bângeri النگو، دستبند تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بانیان بادی هندی مربوط به طلاسازان هندی که در بندرلنگه کار می‌کردند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه باوا bâvâ بابا، پدر «bāvā jomeye baĉa apuŝ-on-e» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بای bāy وای و فریاد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بایه bāya چراغ دریایی، راهنمای کشتی، باید «bāya ya jāy-i kāyem bašum» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته خانواده بایی Bāyi پدربزرگ «بایی داستان‌های قدیمی برای ما تعریف می‌کند.» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بب bəb پدر تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بِبُل be-bol ببر (بریدن) تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ببو bobū دستبند، النگو، باشد (فعل کمکی بودن به معنای باشیدن) «کمک حال بَپی بِبو» تأییدشده · ۳ منبع رودانیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه ببی متو bibimattu یا ببی طوطی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته خانواده بپ Bap - Bapu یا بآو، بپو پدر، پسر بزرگ، بابا «بابای من ماهیگیر است.» تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه بپ تو گییا هه؟ پدرت کجاست؟ هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه بپ دریا paper diryâ یا بابای دریا، پپ دریا بابای دریا، موجود دریایی هولناک، پدر دریا (موجود دریایی آزاررسان) تأییدشده · ۴ منبع قشمیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه بپ دیریا بابای دریا، موجود افسانه‌ای سیاه‌پشم دریایی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت بپ کوشک Bap Koshak تا حال روی شکم «بپ کوشک خوابه» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته خانواده بپ - بپو Bap - Bapu بابا، پدر (کلمه هندی) «بپو درس ماهیگیری را به من آموخت.» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته خانواده بپ - بپو Bap - Bapu یا بپ - بپو بابا، پدر (کلمه هندی) «بپو درس ماهیگیری را به من آموخت.» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بَپُم پدرم «بی بَپُم بگه» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بپی bapi پدرش، باباش «مثل بَپی کچل بِبو» تأییدشده · ۲ منبع مینابیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُتِ گورُن bote gouron معبد هندوها تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتان battān ماهی گواف کوچک تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته پوشاک بتوله Batula یا بتیله برقع، پوشش صورت «بتولش سیاه رنگه» تأییدشده · ۵ منبع هرمزیلنگه‌ای +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه بتوله‌ای شلوار گلابتونی با تزیینات اندک تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتیل batil نوعی قایق که برای صید ماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتیله batile برقع هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بج boj دهان و لب انسان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بَجُرَت badʒoræt شجاع تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بجلی bedʒli چراغ قوه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُچ پوزه، دهان هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.