واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
بسمون
besmun چوبی حایل که بر روی منحاز قرار میگیرد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بش
bosh گوشه (چادر یا دستمال)، گوشه، سهم
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بش شاکه
تقسیم میکردند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُش و بال
یال و کوپال
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بشت
یا خاچیه لباس پشمی نازک روی دشداشه، باشد
در حال بررسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بشکه مولر
boške mūlar نوعی سبزی وحشی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بشندر
bošender نوعی سبزی وحشی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُص
bōṣ /boːsˠ/ بوسه
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بط
اردک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بطاله
نوعی قایق
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بطن
baten مرواریدی است که داخل گوشت صدف بهوجود میآید، مرواریدی که در غربال دوم میماند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بطنهند
batenhend مروارید نیمهکروی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بطوط
یا بطاطة سیبزمینی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بغداد اریت
baγdād ?ariyt به بغداد میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بغله
bæγælæ نوعی قایق، لنج بزرگ، لنج بزرگ خلیج فارس که در گذشته با آن به هند و آفریقا سفر میکردند
تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بَفر
برف، یخ
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بقسماط
baxsam نوعی نان خشک برای صبحانه
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
بک
bak یا باباهوی، بَکی قورباغه، بوسه، بز نر
«بک ریش دارد»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بکرایی
bakrāi نوعی از مرکبات، تلخک
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بکرت
bokret ماده (جانور)
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُکُنت
bokont بکند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بگاره
baggāre نوعی شناور قدیمی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بگرنگ
بگیریم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بِگُم
begam بگویم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بگه بخونه، تو خونه مونه، شوُ ستارهَ کَم میشاَ
بگو بخواند، در خانه بماند، شب ستاره کم دارد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بِگه که خاطر مِه
بگو که مرا دوست (داری)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بَل
bal خاک، زیرپایی، شن
تأییدشده · ۵ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
بلاس
Blasi یا بلاسی حلب، شیر دادن
«بلاسی گاو»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلاه
balɑh بلند
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
بلت
Boolt غرق شدن، جسم سنگین که در آب فرو رود، سرب قلاب ماهیگیری
«بلت در آب فرو میرود»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
