واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
بلد
bolt / bold نام عمقسنج دستی است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلدینگ
ساختمان
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بـِلـَلـَشک
belalash یا بـِلـَشک برق زدن، براق بودن
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بَلم
bælæm قایق پارویی کوچک، نوعی قایق که گنجایش آن هفت تا هشت نفر است
تأییدشده · ۲ منبع کیشیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلنگ
baleng قنداق
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلوز بستکی
پیراهن کوتاه با نوار پهن بستک
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلوک
bolok حباب، لقب افراد لافزن
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلولی
bololi نای
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بلولیت
belulit یا بلالیط نوعی غذای محلی از رشته، شکر، هل
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بمبوک
چوب بلند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بمبه
نی قلیان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بمه الدیوه
Bameh al-Diyveh مادر دیو، جادوگر دریایی طوفانزا
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُن بغلی
زیور حلقهای توپر بازو و زیر بغل
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بن چوک
bončok پسر آخر
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بن خن
bonxæn انبار لنج، قسمت انتهای «خن»، xæn
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُن کل
bon kæl گودالی در انتهای «چور»، čæver، که هنگام جزر آب در آن باقی میماند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بن گوش
bon-e guš شقیقه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُن ووغاری
bon vuγari هنگامی که آب دریا در جزر کامل باشد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنتهنخده
bentenoxede ماهی شانک دونواری، ماهی شانک دوخطی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بند
tænab / bænd منطقه، ناحیه، طناب مهار شناور برای جلوگیری از حرکت شناور به سمت راست یا چپ
تأییدشده · ۲ منبع لنگهایپارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بند پا
band-e pā مچ پا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بند حمال
یا حمایل بازوبند پهن پنجسانتیمتری از پشم شتر برای دفع چشمزخم
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بنددس
band-das مچ دست
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندر
bander بندرعباس
«Me parsāl raterom bander»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندرعباس شهرومِن، موییفروشوم
bandar abbâs šahr-um-en müyiforüš-um بندرعباس شهر من است. ماهیفروشم
«bandar abbâs šahr-um-en müyiforüš-um»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندرعباسی
bændær-æbbasi باد قوس
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندری
bændæri باد قوس، کو ش بسیار خفیف
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندری ون
بندریها
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندهویی
tur-e bænhuyi / bændhuyi روشی برای صید
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بندیره
bændeyræ پرچم، بیرق، چوب پرچم لنج
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
