پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۷۶ واژه

فعل و کار اتام at-ā-m می‌آیم، میام «اتام فردا» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اتام انینم atām aninum الان می‌نشینم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اتام انینوم at-ā-m a-nin-um خواهم نشست تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اتای پهلو ما؟ پیش ما می‌آیی؟ هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَتِرسِن atersen می‌ترسند تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آتش بتو Ātash Batto پدیدهٔ نورانی مرموز در بیابان و گورستان (روح سرگردان) تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه آتش دریایی شعله‌های رقصان روی آب در شب تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه آتِش که اِشگِ، هُشکُ و تَر اَسُخِن atesh-ke-eshge-hoshk-o-tar-asoxen آتش که افتاد خشک و تر را می‌سوزاند هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه آتش نخردِنْ پُروک نرِختِن atesh-naxarden-porunarexten آتش می‌خورد، جرقه می‌ریزد هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه اَتفه ætfæ چوبی است که «شلمُن»، šælmon، را به بدنه لنج وصل می‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُتفَهمی؟ فهمیدی؟ هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اُتنُ ot-nɔ نهادی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اُتنِ اَوو نیاوردی؟ هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اُتنِفَهمی؟ نفهمیدی؟ هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اتواتوم می‌خواهم هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه اتونم می‌توانم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آتویی ātuyi زن روضه‌خوان و مکتب‌دار (ماباجی) تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اتی پلو ما؟ پیش ما می‌آیی؟ هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آجا ājā آنجا، اینجا تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته فعل و کار اجکم Ajkam می‌پرم «اجکم بالا» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اَچام برویم هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اَچُم ʔešm یا اشم می‌روم، شما «mo bey xowneye hamsāda ni-ŝom» تأییدشده · ۴ منبع لارکیلاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه آچن āčen آن چیست؟ تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اچه ace جان چشم (لقب مهرآمیز) تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه احدایه ehdāye بزماهی سرخجامه تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه احلالی ehlāli خنوگل باقالی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه احماره ahmāre خرماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه احمسه ehmese لاکپشت ماده تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِخ ?ex صوت نهی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اخارم ʔaxârom می‌خورم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.