واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
نان چوبهای
یا نان چوبه نان محلی نازک و ماندگار برای سفر قافله
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نان کماج
نانی که در سفر قافله روی آتش پخته میشد
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناهوندم
nâhondam نمیآیم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نایت
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نباشه
هر یک از دو تیر چوبی که برای افزودن طول به پروند میبندند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نبوتی
nabowtey گونهای نخل میانرس و بسیار مرغوب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
نپ
Nap بند
«نپ محکم»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نَجَنگِن
najangen میجنگد
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نجون
najon بپوش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخ و شاکی
قلقلک
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخا
naxā بهوسیلهٔ، با، در
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخاردم
naxârdam دارم میخورم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخش
نقش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخن
næxæn سوار بر لنج یا قایق، سوار
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخوی
خوابیدی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ندرت
دور سرت بگردم
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نده
نهادن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نذُورتی
قبول نکرد
تأییدشده · ۱ منبع سیریکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرغول
درشتاندام بیتناسب
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرفتی
naraftey داری میروی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرگ
narag زگیل
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرگت
nargat بزرگ
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نَری
naɽ-i گلو
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نزیک
nazik یا نیز، پهلو نزدیک، کنار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نسارو
nasāru نوعی خرچنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
نشبیل
Nashbīl طناب لنگر، کمربند، طناب بستن لنگ
«نشبیل لنگ را محکم میکند.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نشبیلی
گرفتن ماهی با قلاب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
نشپیل
nešpil طناب بافته که به کمر میبستند، نخ ماهیگیری، طناب برای کمر
«نشپیل کمر»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نشپیلی
nešpuli/nešpili نوعی روش ماهیگیری که قلاب را به نخ میبندند و در آب میاندازند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نشتن
nešten نشستن
«gar-e dast-e me benin»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
