واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
بیدک
بادنما
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیدماغ
bidamāγ دمدمی مزاج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیرک
پرچم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیریج
biriǰ پل فرماندهی و محل استقرار ناخدای کشتی فلزی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیس
Bis تیر حمال اصلی کف قایق، چوب بلند و قطور در حکم شاسی لنج، چوب اصلی وسط لنج
تأییدشده · ۳ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیست
bist چوبی است دراز و محکم که در زیر لنج قرار دارد، بدنه و همه چوبهای لنج به این چوب، که شاسی لنج است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیشکار
bīškār پیشکار
تأییدشده · ۲ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیضه
beyze مروارید سفید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
بیک
Baik عروسک دستساز
«بیک خودش ساختمش»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیگنه
بیگانه، غریبه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیلَک
be:lak بیرق
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیلی
beyley قایقی به شکل بلم
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیم
bim ن فس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیمتسک
bim-tasak حالت خفه شدن، ن فستنگی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
بیمه
Bima برای من
«بیمه بده»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بینمازی
binamāzi عادت ماهیانه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیوارد
bivard از طنابهای نگهدارنده دول، دو رشته طناب که از دو طرف دکل لنج را نگه میدارند
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیوچه
bivoče بیبی عروس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیوو
beywu عروس
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پ
p- آمدن (ستاک حال)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پ گییا تای؟
از کجا میآیید؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پا اشتری
Pā oštari موجود خیالی شبیه انسان با پای شتر
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
خانه
پا شو
Pa Sho خاکریز کوچک دور کوتوک برای آب باران، جلوگیری از ورود آب
«پا شو خاک»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پابگلی
pâbegeli اتاق کوچک نیمه خشتوگلی، نیمه از چوب نخل
«yâdeten pâbegeli moey havur»
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پابهماه
pā-be-māh نزدیک وضع حمل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاپتی
pā pati یا پا پتی برهنه، پابرهنه
هنوز بررسی نشده مینابیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاپیل
نوعی ماهی مقوا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاتلون
patelon شلوار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاتُوف
خرپا
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پاچک
pāčak مچ، ساق پا، پاچه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
