پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه پپ pop شش تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پپلچک papolčak چاق و چله، تپل تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک پت Pat دامن لباس، پیراهن، مو «پت‌ام خیس شده است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتان pætan نام تخته‌ای است که برای جلوگیری از ورود آب به داخل لنج بر روی «بیست» نصب می‌کنند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پِتِر peter; pɛtɛ:r پسر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پترات حرف مفت هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پترات مکنی patarat mokoni زیاد صحبت نکنید هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتراکی پراکنده هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتروک potoruk بوته‌ای صحرایی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پتن paton گره‌های موی شانهشده تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتنک patonak گرهی که در گرۀ موهای سر است تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پته pættæ پروانه موتورلنج، صاف و ساده اما نه خل و دیوانه، پختن تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتیته سیب‌زمینی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتیدن پنهان بودن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پتیر فتیر هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پجی poji پشمالو، پرمو تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پچ pach وصله پینه، تکه، وصله تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته گیاهان پچا pacha بوته‌ای برای هیزم، بوته برای هیزم «پچا هیزم» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت پچل Pachal آدم کثیف، کسی که کثیف است «پچل و کثیف» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پچو pečo بعضی تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پچول počol کول تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پخ کُند، صاف (نوک غیرتیز) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پدری یا پَتری زیور طلایی گل‌شکل پره بینی، زیور کوچک نگین‌دار سمت راست بینی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته بدن پدم Padom ورم، آماس، ورم و آماس «دستم پدم شد» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پدهته فاسد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پر por گوشه، خاکستر چوب (برای پوشش سقف)، شدید «vâ por buden nogâm bâd i naborden» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه پر کن پراکنده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته بازی و سرگرمی پرپروک Perprok پروانه، فرفره از برگ نخل، فرفره «پرپروک می‌چرخه» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرتک partak حصیر، لقب حصیرباف و حصیرفروش تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَرتُنگَ آو آبشار هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.