پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه پرچیدن له بودن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته گیاهان پررغ Parargh بوته‌ای با شیره سفید، بوته با شیره سفید «پررغ شیره» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرز porz گیاهی که برگش در طب سنتی برای داغ کردن زخم سوزانده می‌شد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرسا عزاداری هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرسال parsāl سال گذشته «Me parsāl raterom bander» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پـِرسَه peresaa خدمتکار زن هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پِرش آغوز هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرغ paraγ بوته‌ای با برگ‌های مفتولی بزرگ در دامنه‌ها و دره‌ها که هیزم می‌شود تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرمیل pærmil چوبی که بر روی «میل»، mil، قرار دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پُرُنو لانه (گنجشک) هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل پروپورکی Prupurki موتور «پروپورکی تند» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پروزخش poruzxaš گونه‌ای نخل دیررس با خارک زرد، شیرین و مطبوع، «پروز» به معنای خارک نارس تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پروک جرقه، اخگر هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرون پروند، کمربندی برای بالا رفتن از نخل در حال بررسی رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پروند parvend طناب بالارفتن از نخل، تیر بلندی که بادبان به آن آویزان است، نوعی کمربند برای بالا رفتن از درخت خرما تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَرون‌دوش paron-dōš پریشب تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرونه parvona پروانه «par e parvona key raxsiden eyša» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرووغار porـovuγar مد و جزر دریا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرویش parviš حیاط «pā baš parvīš bomoš!» تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه پروئشون perūešōn- ستاک حال «فروختن» تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته زمان پره Pare پریروز «پره آمد.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل پری pari سبد برگ نخل برای خرما، ظرف برگ نخل برای خرما، پریروز «پری برای خرما» تأییدشده · ۱۰ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پری پُر اِستک pari-por-estak یا پری پراستک سبد بزرگ پر از هستهٔ خرما، لولوی کودکان، سبد پر از هستهٔ خرما در مشتا (کودک‌ترسان) تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه پریتک پاره حصیر برگ نخل هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پریر parir پریروز تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پـِریشک perishk قطرات درشت باران هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پُس آمو pose ámu پسر عمو تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پسبا pasaba پس فردا هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پس‌صبا passabā پس‌فردا تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته بدن پسلهُ Paslahū پشت، عقب چیزی، پشت چیزی «پسلهُ من دردناک است.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.