واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
پیشتر
pīešter تا، پیش از
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشترون
در قدیم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشلنگ
pišelengen برگ (نخل)
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشواز
روزه گرفتن چند روز (یک تا ده روز) پیش از آغاز ماه رمضان
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیل
nišpil روشی برای ماهیگیری با قلاب
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیلَکی
pilaki پولک
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
پیلور
piloor بوته ساحلی شبیه پچا، بوته کنار دریا
«پیلور دریا»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیمو
pimu پیاز
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیموک
pimowk نوعی سبزی وحشی شبیه پیازچه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیمون
واحد اندازهگیری ژرفا برابر با فاصله میان دو سر انگشتان دو دست باز شده به دو طرف انسان
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تُ
to شما (شناسه)، شد (مذکر)
تأییدشده · ۲ منبع لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تُ خا
To kha خوردید
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ت رادالدوله
tarrād-aldowle قایقهای دولتی با جنس فایبرگلاس
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تا باغ ثمری هه باغبون دوری اچرخت
to bāq samari ha bāqpon dovri ačarxet تا سود و منفعتی هست دوست تو هستم
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تابک
tabok پهلو گرفتن (لنج)، پهلو گرفتن، پهلوگرفتن لنج در کناره اسکله یا لنج دیگر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
خانه
تابوک
Tabook بلوک ساختمانی، بلوک سیمانی، بلوک
«تابوک برای ساخت»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاپسل
بادبان عقب قایق
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاتامیل
نوعی چادرشب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
تاتی
Tati راه رفتن نوزاد
«بچه تاتی میکنه»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
تار
Tar تاریک
«تار شد»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تارمِه
سالن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تازوندن
tāzunden تاختن (اسب)
«sedā-ye tāzunden-e čan tā asp»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
تاس
Tas کاسه
«تاس آب»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاس پلو
قابلمه دردار
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاسیدن
خفه بودن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تاغ
tagh یا گرگ برگ، آبله
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تافال
تنه نخل (برای سقف و روی چاه)، تخته تنه نخل
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تافال نه چهم خویشن، پچ از چهم مردم در اتارت
mardom dar- ataret tafal na čehme xišen, poč az čehm دربارهٔ کسی که عیب بزرگ خود را نمیبیند و عیب دیگران را میجوید
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تال
tāl تختهسنگ بزرگ، سنگ بزرگ، حشرهای سیاه که جوانههای نخل را میخورد و نخل را نابود میکند
تأییدشده · ۳ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تال موی
تار مو
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
