پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه تالگر دن tāl-e gardon وسط گردن تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تالی tali نوعی چوب که در ساخت «هلگوم»، halgum، لنج به کار می‌رود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تانکی ‌ tanki مخزن فلزی آب یا گازوییل، مخزن فلزی ذخیرهٔ آب تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تاو tāw تب تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تباخ آشپز هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تبان tebbān بچهزرده تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه تبتور tapatur آدم دستپاچه و گیج تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تبدال tebdal وسیله‌ای است فلزی که به آب انداخته می‌شود تا سرعت لنج یا قایق را مشخص کنند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تبرم بالای کپر می‌برمت بالای کپر هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل تبک Tabak ظرف چوبی خمیرگیری، چوبی برای خمیر «تبک برای خمیر» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تبوک tabuk / tæbuk پهلو گرفتن لنج به اسکله تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تپ تپ پهلو، زیر دنده‌ها، صدای ضربان قلب هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَپـَتاس گیج هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تپتور tapator گیج هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تپّر tapper تبر تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه تت tot موذی هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَتی کاسه کوچک هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه تج tej بوته‌ای وحشی و صحرایی با تیغ‌های بلند که از چوبش زغال مرغوب به دست می‌آید تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تخت و چله حجله تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه تخته ثالث tæxte sales تخته‌هایی که در طرفین لنج روی تخته ثانی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تخته ثانی tæxte sani تخته‌هایی که در طرفین لنج روی مالچ به طرف بالا نصب می‌شوند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تخته دراب tæxte dorab تختهای متشکل از دو تکة متصل به هم به عرض هشتاد سانتیمتر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تَدِردَه taderda می‌دریدی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تُدی دیدی هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته بدن تر ter باد صدادار شکم، باد صداداری که از انسان خارج می‌شود، باد با صدا از شکم «تر خروج» تأییدشده · ۳ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ترابوت tar?but خیس می‌شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تراد tarrād نوعی قایق ماهیگیری با موتور قوی که بسیار تیزرو است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه تراده tærradæ نوعی قایق کوچک موتوری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تراش terāš تیرکشیدن عضوی از بدن در اثر درد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تراغا teragha رعد و برق هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.