پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه حنای دزدی شب اول حنا با مهمانان کم تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای فاش شب دوم حنا که همهٔ مهمانان دعوت‌اند، حنابندان شب اول و دوم تأییدشده · ۲ منبع هرمزیحاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای فاشکی حنابندان آشکار شب دوم عروسی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه حنوط honut کافور مالیدن بر اعضای سجده‌ی میت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنیر hanir حنا تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیخمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه حَنیرِش رَنگی اَشنین hanireš-rangi-ešnin حنایش رنگی ندارد هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه حنیوس hanyus نوعی خرچنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حواجیل نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته خوراک حواری Havari استنبلی پلو «حواری خوشمزه است» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه حورمودر یا هورمودر نام چشمه‌ای در دامنهٔ کوه گنو، به روایت عامه یعنی حوری‌ای که موی سیاهش دیده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه حوضچه howzče فضای داخلی بندرگاه که موجشکن آن را احاطه کرده است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه حوضی استخر هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه حویت hovveyt صدف کوبیده که بهجای طعمه برای صید ماهی استفاده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حی heyy کوسۀ چاکلب تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیاب hiyab قسمت قوسیشکل طرفین تفر لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه حیال hayyāl شیوهای از ماهیگیری با تور مخصوصی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیبی اُت نی عیبی نداری تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه حیر heyer وزنۀ چهارکیلویی سربی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیش heysh یا هیش عروسی تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیله ومَکر زُنُن پَکُو اَزِند اَنُن حیله و مکر زنان زیاد است هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه حین ḥain آهن تأییدشده · ۲ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه حیوم ایام هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خ xo خود تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل خار تفتوک Khar Taftok نوعی تله با تفتوک و موی دم گاو، تله برای پرنده «خار تفتوک برای شکار» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خار خوبن سر مغ خودی تیز ببوت xār xoben sar moq xowdi tize bobut انسان باید ذاتاً جوهرهٔ چیزی را داشته باشد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه خار سر مغ خوبن که خودی تیز بوت xār sare moγ xoben ke xodi tiz bobut انسان باید ذاتاً جوهرهٔ چیزی را داشته باشد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری خارشنگ Kharsheng آبشش ماهی «خارشنگ برای تشخیص ماهی» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خارک xārak خرمایی که هنوز رطب نشده، استخوان تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه خارکی xārki نوعی مروارید بسیار گرانقیمت و پرارزش است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خارگشا xargosa یا خارکش درمانگری که تیغ ماهی را از گلو بیرون می‌آورد هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.