واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
حنای دزدی
شب اول حنا با مهمانان کم
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنای فاش
شب دوم حنا که همهٔ مهمانان دعوتاند، حنابندان شب اول و دوم
تأییدشده · ۲ منبع هرمزیحاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنای فاشکی
حنابندان آشکار شب دوم عروسی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنوط
honut کافور مالیدن بر اعضای سجدهی میت
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنیر
hanir حنا
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حَنیرِش رَنگی اَشنین
hanireš-rangi-ešnin حنایش رنگی ندارد
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنیوس
hanyus نوعی خرچنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حواجیل
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
حواری
Havari استنبلی پلو
«حواری خوشمزه است»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حورمودر
یا هورمودر نام چشمهای در دامنهٔ کوه گنو، به روایت عامه یعنی حوریای که موی سیاهش دیده میشود
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حوضچه
howzče فضای داخلی بندرگاه که موجشکن آن را احاطه کرده است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حوضی
استخر
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حویت
hovveyt صدف کوبیده که بهجای طعمه برای صید ماهی استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حی
heyy کوسۀ چاکلب
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیاب
hiyab قسمت قوسیشکل طرفین تفر لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیال
hayyāl شیوهای از ماهیگیری با تور مخصوصی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیبی اُت نی
عیبی نداری
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیر
heyer وزنۀ چهارکیلویی سربی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیش
heysh یا هیش عروسی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیله ومَکر زُنُن پَکُو اَزِند اَنُن
حیله و مکر زنان زیاد است
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حین
ḥain آهن
تأییدشده · ۲ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حیوم
ایام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خ
xo خود
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
خار تفتوک
Khar Taftok نوعی تله با تفتوک و موی دم گاو، تله برای پرنده
«خار تفتوک برای شکار»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خار خوبن سر مغ خودی تیز ببوت
xār xoben sar moq xowdi tize bobut انسان باید ذاتاً جوهرهٔ چیزی را داشته باشد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خار سر مغ خوبن که خودی تیز بوت
xār sare moγ xoben ke xodi tiz bobut انسان باید ذاتاً جوهرهٔ چیزی را داشته باشد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
خارشنگ
Kharsheng آبشش ماهی
«خارشنگ برای تشخیص ماهی»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارک
xārak خرمایی که هنوز رطب نشده، استخوان
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارکی
xārki نوعی مروارید بسیار گرانقیمت و پرارزش است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارگشا
xargosa یا خارکش درمانگری که تیغ ماهی را از گلو بیرون میآورد
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
