واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
حداد
haddād آهنگر لنج که کارهای فلزی و ساختن میخهای لنج را به عهده دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حدر
Hadr نوعی روش صید
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حرا
harā گیاهی است که در فاصلۀ جزر و مد دریا در سواحل میروید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حرفُنی
harfonee حرفهایی، سخنانی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حرما
خرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
حرما روغنی
Harma Roghni مخلوط خرما و روغن
«حرما روغنی خوبه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حسباتراس
hasbāterās این نوع مروارید در ک فۀ راست صدف دیده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حسک
hesk گل زعفران، بوتهای تیغدار با گل زرد شبیه زعفران در کشتزارها و کنار رودها
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حشر
hašar عده، گروه
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حصار
خطی که با چاقو دور سر عروس در حمام کشیده میشود
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حصبا
hasbā به این نوع مروارید دانهبزرگ میگویند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حصبات
hasbāt واحد شمارش مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حف
heff نوعی ماهی خارو با بالۀ سفید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حک
حق
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حکیمو
hakimū گیاهی وحشی دارویی برای درمان سردرد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حَلْج
ردیفی از گرهافها برای حفاظت از طنابها در جریان خایور کردن
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلقوم
شلمانهای جلو که به بیس وصل هستند و دهانه آنها تنگتر است
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلگتیریور
halgat-yeryur قلاب مخصوصی که برای صید کوسه استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلم جانی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلوا
حلوا ماهی (سفید و سیاه)، حلوا سفید و حلوا سیاه (ماهی)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلوایو
halvāyu ماهی حلوای سفیدرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلیچه
ناودان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حلیل
halil کوچک
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حمام
hamām نوعی ماهی کوچک، ظریف، سفیدرنگ و کمتیغ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حمامو
hamāmu ماهی سارم تیره
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حمره
hommare ماهی سرخو، مروارید قرمز
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حمسه
hamse گوشت صدف را آبپز کرده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حمفولوس
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنای دزد
حنابندان شب سوم
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حنای دزدکی
حنابندان پنهانی شب اول عروسی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
