پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه اسبیتی esbeyti هامور خاکستری تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپ æsp اسب تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپل espol طحال، نوعی بیماری که با شیر شتر درمان می‌شود تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپوش espuš بوته‌ای کوچک با دانه‌های ریز شبیه ارزن که شربتش برای رفع عطش و گرمازدگی است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپول espül طحال، سپرز تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپونه espuna یا صبانه آچار تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپیت ʔespit سفید تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپیر espir سفید «æspe espir» تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِست ēst ایستادن تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِستاپ estap خلاص‌شدن موتورلنج یا قایق برای توقف تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه استاره ستاره، راهنما هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت استاکو Estako یواش، آهسته «استاکو برو» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه استالون ستاره‌ها هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا استاله Stalaah ستاره «استاله‌های شب درخشندن» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِستان estan حرکت لنج به سمت عقب تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُستَخُن ostaxon استخوان تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه استک estak هسته، هسته میوه، هستهٔ خرما تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل استمه estema کفگیر، ملاقه، قاشق بزرگ «اُستمه برای مرغ» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیخمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه استور estor محل نگهداری مواد غذایی در کشتی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته گیاهان آستوریک Astooric نخل، درخت خرما «آستوریک بلند است» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه استومه estoma کفگیر، قاشق در حال بررسی مینابیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه استون صدای رعد و برق، رعد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آستین فراخ نوعی پیراهن زنانه تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسرتی دستبند، النگو هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اسفالته esfaalta آسفالت است تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَسُّک ?assok هسته تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اسکراپ eskerab / eskerap عمل زنگزدایی قبل از رنگآمیزی کشتی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اسکلة جدید eskele-ye jædid قسمت شرقی اسکلة بندر لنگه که جدیدتر است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اسکلة قدیم eskele-ye qædim قسمت غربی اسکلة بندر لنگه که قدیمتر است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اسکلة گچ eskele-ye gæč قسمت منتهیالیه غربی اسکلة قدیم بندر لنگه تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.