پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه ارتیره ertare موجود دریایی نیم‌انسان و نیم‌ماهی تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه ارچن arčen نوعی درخت کوهستانی با چوب‌دستی معروف تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ارگیلی ergeyli ماهی شبهسوس خالدار تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته فعل و کار ارم Aram می‌روم، خواهم رفت «ارم خانه» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ارما ormā میوهٔ کاملاً رسیدهٔ نخل، خرما تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ارمابریز ormāberiz شیرینی از خرما، آرد و روغن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ارماریزه ormāriza خرمای خشک و سفت و ریز آخرین مرحلهٔ رشد که برای زمستان نگه می‌دارند تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ارماشیره ormāšira خوراکی از خرما، کنجد، کسور و برگ نارنج با شیرهٔ خرما تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ارمیم ermeym بچۀ ماهی صاض تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه ارن یا ارین خواهند رفت، بودند، می‌روند «سر سِراح ارن» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ارنی orni شال حریر سبز گلدوزی‌شده برای سر عروس تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه آرور ?ārūr لثه تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِروز امروز هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اری خواهی رفت، خواهید رفت تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اریت aret یا ارت خواهد رفت، میرود تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اریتره موجود افسانه‌ای نیم‌انسان و نیم‌ماهی که از خلیج فارس برآمد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اریتون خواهید رفت هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه أریسا ʔarisâ یا هریسه حلیم گوشت تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اریم areem یا ارنگ خواهیم رفت، بودیم تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَز تَش پُر اَخیزِت az-taš-por-axizet از آتش خاکستر ایجاد می‌شود هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه از دست ارفتن دارد از دست می‌رود «زبون بندری از دست ارفتن» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه از مغ بریت توتوک az môγ berit tovtuk کم شدن اندکی از چیزی مشکلی ایجاد نمی‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه آزاد āzād گونه‌ای نخل میان‌رس و کمیاب با خارک زردرنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ازبو زبان هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه ازبیدی ezbeydi ماهی حلوای سفید تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه آزموده āzemude گیاهی با دانه‌های شبیه رازیانه برای رفع نفخ و ترش کردن معده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ازهمه خشکل‌ترو ʔaz hama xoŝkelteru زیباترین (تصویر) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ازهمه سنگین‌ترو ʔaz hama sanginteru سنگین‌ترین (ماهی) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُس oṣ یا اص ساکت باش، خفه شو تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسب جنی ا طویله رد نابوت و دخته جنی از قبیله (کبیله) asbe joni e tavila rad nabot -o- dohte joni az kabila اسب خوب و دختر زیبا خواستگار زیاد دارند هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.