پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

متفرقه دوکست دختر هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوکن مغازه هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه دوگ dowg هوای خوب و دریای آرام تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه دول dül شاخهٔ درخت، دگل اصلی قایق، آلت نرینگی تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیکیشی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه دولاب dulab کمد، گنجه، فرمان لنج که از چوب است و برای سهولت در گرفتن آن تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته پوشاک دولاخ Dolakh یا دو لاخ، دو لاغ جوراب «دولاخ سرما رو گرم کنه» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه دولغ گرد و خاک هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دولن doolon آویزان هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دولنگه dolengæ چوبی است دارای دو شاخه که «میل» را در «سینه» به لنج وصل می‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دولون کِردن dülün kerden آویزان کردن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوم dum عقب لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوما داماد هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه دومار dumār یا دیمار داماد، شوهرخواهر تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه دومپازک رطبی که نیمی خارک و نیمی خرماست هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه دومپازگ dumpâzg خرمای نارس، خارکی که نیمی از آن خرما شده باشد تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دون dun- دانستن تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه دونا duna دانا تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه دونتون duntun دندان تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه دونه گرک done garak آبله هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته گیاهان دونی doni یونجه «دونی چرای گاو» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوور Dowvar دستگاه چوبی چرخ‌مانند برای کشیدن لنج به آب و بالا کشیدن لنگر و تور هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوول dowl شاخه بزرگ درخت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دووی düvī دوید تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دویّ doyy دو «پهه دویّمی ای منه (/pah=e doyy-om-i ʔi men-e/)» هنوز بررسی نشده بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه ده de چه، چی «de ta-vā» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه دهانش مث لوک مست کف کرده به‌شدت ناراحت و عصبانی است هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه دهت doht دختر، ده تأییدشده · ۲ منبع لارکیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه دهر dæhær قسمتی در بالای سینة لنج که در دو طرف برمیل قرار دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه دهل dohol طبل (ساز کوبه‌ای)، شکم لنج یا برآمدگی بالای آبخور در وسط بدنة لنج تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه دُهُل کَسِر dohol kaser طبل بزرگ تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.