واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
دهمر
dəmer یا دمر نوبت، داماد
«ای هفته دمر او باغ مه»
تأییدشده · ۲ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
دهمرد
Dah mard یا ده مرد تسلط، گیر کردن، راه پس و پیش نداشتن
«دهمرد کردند»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دَهمه
سوراخهایی در گوش بادبان که طناب به آنجا وصل میشود
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
دهیر
Dahir نوعی درخت ریزبرگ با برگ خوراکی، درخت برگ ریزی، بوتهای صحرایی با برگهای مفتولی و میوهٔ قرمز
«دهیر خوشمزه»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهیل
dehil درخت عوسج، نوعی درخت (برگش برای چشمدرد و گلمژه)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیایو
diyāyu ماهی کتو
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیایه
diyāye خروسماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیب
dib یا دیو نوعی جن آسمانی که دریا را متلاطم میکند، دیو، نوعی جن آسمانی که دریا را متلاطم و لنجها را غرق میکند
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیچ
dič نوعی خروسماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیخ
dix دید (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیر
کپر تابستانی روی پشتبام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیره
deyræ قطبنما، قطبنمای مغناطیسی لنج
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیز
diz ظرفی به گنجایش ۲ لیتر مایعات
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیس
Deys رزوه، دندانه، دندانه لوله
«دیس برای اتصال استفاده میشود.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیشو
Dishow شیره خرما، دوشاب
تأییدشده · ۲ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیق انداختن
diyandâxtan کوزه انداختن (درمان نازایی)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیکپ تو
daykaptu نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
دیم
Dim دم، بوی، دوم
«دیم خوب»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمان
diman حقوق گمرکی که به حرکت شناور مربوط میشود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمپازگ
dimpazg خرمای نیمهرطب، خارکی که نیمهای از آن به خرما تبدیل شده باشد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمن
diman یا الدیمن خشت (در ورقبازی)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمیل
پرندهای شبیه گنجشک و بزرگتر با تخم آبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دینگو
Dingo رقص
«دینگو میکنه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دینگوو
Dingauv تاتیتاتی (بازی کودک نوپا)، بازی کودک تازه راهرو
«بچه دینگوو میکنه»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیوال
divāl دیوار
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیونه
deevona دیوانه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیین
diyin سبد مخصوصی که غواصها با خود به ته دریا میبرند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دہمرد
کنار
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ذُوعره
یا ذوع ره پرنده مهاجر زمستانی از تیره دمجنبانک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ذیبه
δibe نوعی کوسهماهی بسیار خطرناک که به انسان حمله میکند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
