پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

متفرقه روتیم rutim رفتیم تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رَوچوک بلند آستین تأییدشده · ۱ منبع سیریکی هنوز رأی نگرفته متفرقه روخانه rüxāna رودخانه تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روخونه رودخانه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روره rure جوان «rure jimælu» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه روز ruz یا افتو خورشید، آفتاب تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه روز وا دراز rooz vaa deraaz در طول روز تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روزُن roozon روزها تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روزی نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه روسر بستهٔ هیزم به اندازه‌ای که بتوان روی سر حمل کرد هنوز بررسی نشده هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه روغن جونون روغن حیوانی محلی، روغن خوب هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه روغن خش روغن حیوانی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته جانوران روغن ریزک Roghan Rizak نوعی مارمولک براق، مارمولک براق «روغن ریزک براق» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روغنی rowγæni دریای صاف و آرام، نیز← ماست تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا روک Rowk نشاء صیفی، سر از خاک درآوردن گیاه، نشاء صیفی جات «روک گیاه از خاک بیرون آمد» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روکو ruku پسر، فرزند پسر «iyyə ruku» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه روگشانی هدیه‌ای که داماد هنگام گشودن روی عروس می‌دهد تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه رون reven قسمتی از لنج، بین«‌پایه» تا «‌برد» تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا رونگ Rong موج بزرگ زیرسطحی، موج بزرگ زیر سطح آب که هنوز کف نکرده، موج بزرگ دریا که هنوز کف نکرده «رونگ خطرناکه» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه روني ravoni تابوت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رویسی roveysi طنابی در لنج که با آن بادبان را تنظیم می‌کنند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رهت رفت هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رهتن raten یا رتن، روتن رفتن، ریختن «Me sob aram danešgā» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رهتنگ رفتیم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رهتوم رفتم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رهتی رفتی، رفتید هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رهن تکه‌پارچه، نخ یا آهنی که بابا یا ماما به بازوی بیمار فقیر می‌بندد تا زار مهلت دهد تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه رئِت اوُشکِردِه خودش را شیک کرده هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ریتک ritek روده تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه ریداله ridāla روده‌ها تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.