پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

ابزار و وسایل رشمون Reshmon نخ، ریسمان، ریسمان (نخ نازک) «رشمون برای دوخت» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه رشوش raʃuʃ یا رشاش سردوش حمام تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ raγ رگ، شریان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ به رغ بودن raγ-ba-raγ bodan دررفتگی مفصل یا رگبهرگ شدن استخوانهای دست و پا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ پا roγ-e pā بالای پاشنه و دنبالۀ عضلۀ ساق پا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغ دس raγ-e das نبض تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغبن صبحانه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغتاسه raγ-tāsa عروق اصلی گردن تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رغموش raγ-mōš گرفتگی عضلات پشت تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رفتوم رفتم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رفیقی رفیق، دوست هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رفیک rafik دوست «Sabā bāyad diden rafikom beram» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه رقص دسمالی رقص گروهی با دستمال در حنابندان تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت رک rak یا رق لباس، پارچه، ساختن «رک کن» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلارکی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه رکن rækon یکی از طناب‎های بادبان لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رکه rekke نوعی ماهیگیری با قلاب است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رگعه reg?e تختهای که به میل تفر لنج وصل می‌شود تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه رَم چرخیدن و چرا کردن (گله) «دوک شاو موردیم از دلتنگی خاطه که کهره ما از رَم پشتا نهوندر ما…» هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه رمپ ræmp اسکلة شناور بندر لنگه، در شناورهای فلزی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه رمیز ramiz نوعی موریانه (آفت زرک) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه رمیزگ remizg موریانه تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه رن پیچ ron pič ران‌پیچ (تکه‌ی دیگر کفن در برخی مناطق) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رنتاس rentās گیاهی طبی که برگش دارویی است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه رنگ rong موج‌هایی که قبل از تلاطم دریا به‌صورت پراکنده به وجود می‌آیند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رنگینه rangina غذایی که با رطب تازه درست می‌کنند، شیرینی محلی از خرما، آرد و روغن تأییدشده · ۳ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه رو row رفت، صورت، رو تأییدشده · ۲ منبع لارکیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه رو تَکِ roo take رو می‌کردی (می‌رفتی) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رو مگه خو بِگه خجالت نکش خوب بگو تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه روبیون rubijan یا ربیان میگو تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رُوت rowt رفت (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.