پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

متفرقه سرندن sar-on-d چرخاندن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه سرو صدا عقدی که با دعوت زیاد و آشکار برگزار شود تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه سرور آوازهای شاد زنان میانسال در شب حنا تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه سرهنگ særhæng رئیس جاشوان که زیر نظر ناخدا کار می‌کند، سرپرست کارگران در لنج، سرملوان شناورهای چوبی تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سرهیت sær heyt حرکت آرام و آهسته قایق تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سریر serir تخت (فلزی با فنر) تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سزنگ sozeng بچۀ کوچک انسان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سطحه sæthæ عرشه اصلی، بالای لنج، عرشه تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته جانوران سغ Sagh یا سخ سگ «سغ واقی می‌کنه» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه سغ کن سغ مم دادی saqe ken saqe mom dādi کنایه از انسان بی‌قدر و منزلت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سغندک seghandak شکمبه تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سغی saqi زبان‌دراز و اهل شر (از سگ) تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه سفاری sæffari لنج مسافربری تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سفتکاری seft-kari ترمیم لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سفر گپ سفر دریایی بزرگ که به‌طورمعمول شامل رفتن به هند و آفریقا می‌شود هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه سفری sæfæri لنجی که قصد حرکت به سمت دریا را دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سفیدو نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه سفیدی sæfidi از نقطة شروع قسمتهای عمیق دریا به سمت دریا تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته صفت و حالت سک سک Sak Sak دعوای لفظی، دعوای زیر لبی، نق زدن بر سر دیگری «nange zanôŋ kε doxtar âreŋ / kondûk sok soki dar xonà târeŋ» تأییدشده · ۳ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته فعل و کار سُک کردن Suk Kardan تحریک کردن، اذیت کردن «سکی مکن.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سکان صفحه‌ای که در پشت قایق نصب می‌شود و با حرکت دادن آن نوک قایق به چپ یا راست می‌رود هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه سکانی کسی که زیر نظر ناخدا چرخ را به دست و تنظیم سکان را به عهده دارد هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه سکرودریو پیچ‌گوشتی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سکستان kæmune / sekestan وسیله ناوبری که یک ششم دایره است، اسطرلاب تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سکلا sokalla یا سه کله، سکله نوعی ماهی از تن‌ماهیان، سچل، سکان لنج تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سکنی sokoni سکاندار، کسی که عهده‌دار نگه‌داشتن سکان است و از سود حاصل از لنج، سهم خوبی به او تعلق می‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سکون sokkun / sekkun یا سکان وسیلهای در تفر لنج که، صفحه‌ای که در پشت قایق نصب می‌شود و با حرکت دادن آن نوک قایق به چپ یا راست می‌رود، فرمان ماشین یا کشتی تأییدشده · ۳ منبع لنگه‌ایبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سکونی sokkuni / sekkuni ملوانی که، تحت نظارت ناخدا، هدایت شناور را بر عهده دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سکّه secah کوچه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سگ واوا saga wâwâ نوعی گیاه خودرو (دم‌کرده برای سیاه‌سرفه) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.