واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
سخارک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سخته
sohta سوخته
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سدور
سردرد شدید
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سر
sor لب پایین، لب، مرواریدی که در غربال اول میماند
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سر اشکن
sær eškæn موجی سرکش که ممکن است لنجها را غرق کند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
سر بنک
Sar Bank پارچه روی سر نوزاد
«سر بنک نوزاد»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
سر پنجی
Sar Pnji ضربه با سر پا، ضربه زدن با سر پا
«سر پنجی زد»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سر دست
sar dast نوعی النگو با برجستگیهای شیاردار (مگافیل)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سر سراح
بالای پشتبام
«حتی سر سِراح ارن بِ گاریز برشتن»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سر و بن
یا سر بن بالاسر، تیرکی که بالای سرگ (سایبان) میزنند، پشتبام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانه
سرا
serâ یا خونه، سورا اتاق گلی، خانه
«سرا بزرگ»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرابی
serābi ماهی عومۀ شورشده را پس از یک سال از درون ظرف بیرون آورده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سراخونی
مهمانی عروس و داماد پس از هفت روز
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سراشیبی
særašibi قسمت غربی اسکلة جدید بندر لنگه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سربنی
sarboney سبد استوانهای سردار بافته از برگ نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
سربونی
Sarboni سبد آویز برگ نخل برای غذا، سبد از برگ نخل
«سربونی برای غذا»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرپا
لبهٔ بالای برقع که نخست تا میخورد
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرپاچه
نوار بافته از مو یا پشم بز و گوسفند پایین شلوار
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سَرتَراشون
مراسم اصلاح موی داماد زیر پارچهٔ سبز در روز عروسی
تأییدشده · ۱ منبع سیریکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرتندل
særtendel سرکارگرِ لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرحد
gah یا گاه، گَهدِم شمال (جهت)، از ستارگانی است که جهت شمال را نشان میدهد، دشت آشکارا (منطقهٔ گرمسیر)
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرحدی
غیربومی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرخو
sobeyti یا حمرو، سبیتی نوعی ماهی قرمز (حمرو، سبیتی)، نوعی ماهی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سردستی
sak-dæsti / sær-dæsti کالای ملوانی است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
خوراک
سردنگ
Sordang نوعی خرما (سرخدانه)، خرمای سرخ دانه
«سردنگ بزرگ و قشنگه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرسماتی
زبالهگردی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرع
sera? نوعی صدف که مروارید آن سیاهرنگ است و مرغوبیت ندارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سَرک
بافت ریز قرمز در آخرین لایهٔ بهارک
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرکنگی
sarkangi نوعی رقص بندری با تکان شانهها، حرکت لرزشی شانهها به جلو و عقب در رقص، رقص لرزاندن شانهها
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانه
سرگ
Sarg یا کاوار آلاچیق، کلبه از برگ نخل، سایهبان جلوی خانه
«سرگ رو خانه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
