واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
شاهوف
šahuf نوعی قایق تختهای، نوعی قایق چوبی
تأییدشده · ۲ منبع کیشیمینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
شاهینک
شاهین
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شب
šeb ماهیگیری با قلاب بدون طعمه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شب خانهدار شدن
شب سوم عروسی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبر
šeber وجب (واحد طول)
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبردن
بردهاند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبروم
šabarōm میبرم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
شبکه
ابزاری برای گرفتن ماهی
«ماهیگیر تورش را به دریا انداخت.»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبنبو
گل شببو
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبوت
هشتپا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِپ
šep شب
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شتان
šættan هنگامی که لنج یا قایق از دو جهت دارای لنگر باشد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شتر
شتر یکساله
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شتر از پرصبری چوک پر زور اتارت سَغ از بی صبری کُچَک کور
درباره آدمهای بیصبر
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُتر تو خُوْ اَدینْتا پَنْبَه دانَه
šotor-tú-xow-binad-panba-dána شتر در خواب بیند پنبه دانه
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُترگِلی
یا اشترکوه نوعی اسباببازی سفالی
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شترماهی
موجود دریایی با کوهان شتر و دم ماهی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شته
تکهٔ پارچه (برای دوختن لنکوته)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِخَتِنُ
še-xatenɔ میخوابانید
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شر
šar شهر، بدی
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَرا
ša-râ میرفت، داشت میرفت، شراع
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شراع
šora? / šera? بادبان
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شربتی
ظرف چینی که در مراسم چهاردهمی حنا و گلاب در آن میریزند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرص
šers ماهی پوی گزنده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرطه
پلیس
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرغ
šareγ یا šarra صدای حیوان
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرمه
نوعی زریدوزی (حاشیهٔ چادر)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرندن
šaronden تکان دادن و چرخاندن دستها هنگام سخن گفتن
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شروند
یا شروه گونهای آواز محلی (شروه) برای خواندن دوبیتی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شره
šəreʔ جاده
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
