واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
شلوار سرپاچهای
شلوار با پایین بافته از مو یا پشم بز (زنان مهاجر و حاشیهنشین بندرعباس)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار نیمبادلهای
شلوار با تزیینات کمتر و نوار زری باریکتر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار ودویی
شلوار زنانهٔ بندری با تزیین ودو و زری شک و زری بشکی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوت
šelut نوعی حصیر گرد به قطر حدود یک متر از برگ نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَلهو
کوکهای اولیه و زیرین دوخت برقع
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شم
šəm شام
«tehətum šəm texurum»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شم مرده
šom morda نثار آیینی برای مرده
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمال
šemal/šomal باد شمالغربی (حدود هشت ماه در سال)، بادی که از سمت مغرب میوزد، بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به شمال غربی باشد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُماه
šomāh شما
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شماهی
šemāhi میشماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمبره
šambara نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَمَد
چادر
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمسک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمشول
šamšul شلوارکی سیاهرنگ که غواصها هنگام غواصی میپوشند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شملنگ
šam-leng لای پا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمه
šoma(h) شما
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شناس
šenas روستایی در چهار
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنتن
شنیدن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنتوو
šantov نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِنِجاهِل
šenejāhel شوی جوان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنسو
šonosso نشسته
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنگ
šeng ماهی شانگ، درختی خشک و خاردار در قشم، لقب افراد شرور
تأییدشده · ۳ منبع قشمیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنگو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنو
šnou شنیدن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنه
شانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُنه وا شُنه
shone vaa shone شانه به شانه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنیوب
šanyub نوعی خرچنگ که خاصیت دارویی دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
زمان
شو
Show شب، شوهر، شش
«شو رفتهایم.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
شوا
Shova میخواهد
«شوا برم»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَوات
shavaat میخواهد
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
