واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
شَواگِه
shavaage برمیداشت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوبوردن
ŝoborden بردهاند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوپرک
šow parak خفاش
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوتور
ʃutur; ʃing; xeʃɑr یا خشار، شینگ هیزم
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوتی
šoti سریع، قاچاقچی شوتی، بیباک
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
شوخ
Shookh قشنگ، زیبا، شالۀ ران
«این لباس خیلی شوخه»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیپارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوربا
šurbā ماهی را آبپز میکنند، بافتن (در اصطلاح محلی زریبافی)
تأییدشده · ۲ منبع هرمزیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شورت
نوعی ماهی نقرهای ساحلی، نوعی ماهی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شورتک
šortak نوعی ماهی لاغر و کمگوشت
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوز
šōuz سبز
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوِستُن
shoueston شبستان
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوشی
نمایش آیینی با بازیگری که با لباس سیاه و ریش سیسمغ و کلاه پیشمغ ظاهر میشود
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوفر
šufer مسئول موتورخانه لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
شوک
shook سیخور، خارپشت بزرگ، خارپشتک
«چن مثه شوک نگاه اکردی»
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوگفتن
یا شوگفتی، شوگوتن گفتهاند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوگن
šo[w]gon زیوری که نوعروسان روی مکنا میبستند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
خوراک
شولکی
Sholki سبزی محلی
«شولکی خوشمزه است»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوله
ŝola آش
«ŝola xorda- na-bu»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوم
شبم
«دیدِ شوم و روزم سیاهه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوما
šuma شما
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شومائه
ʃumɑ:ə شما
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شونشهر
šow-na-šahr شب در شهر است، هیولای سیاهی شب که بچهها را میترساند، موجود تاریکی نیمهشب که کودکان بیدار را میبرد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
شووپرک
خفاش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شوی
ši شوهر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شهروئی
šahrūey گونهای نخل میانرس
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شهری
یا گدير نوعی ماهی سفید مایل به زرد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شهستن
دارند
«غذائون تند و تیز دوست شهستن»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شهلنگ
قدم بلند، پاها را از هم دور نگه داشتن (در «شهلنگ زدن»)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِی
šey میخواهد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شی ری
širi یا شیری شعری، لاکپشت نر
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیکیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
