پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه امبر ambor انبر تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه اُمبَرِنُ om-barenɔ ریختم تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه امبگوی ناخدا مدی، بگو بخشم مدی Ombogu-y-naxoda-madi-bogu-baxsom-madi به من بگویید ناخدا، سهمم را هم ندهید تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه امبل ambol انبر تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه امبو سه پستان هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُمجیش omjīš پس‌فردا تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه ام‌خاردن خورده‌ام هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَمُد æmod آمد تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُمَدن ōmaden آمدن تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُمر umr /ʊmɻ/ عمر، طول زندگی، روح هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه امرو emroo امروز تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه امروز äm-rūz امروز تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه امشو emshou امشب تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه امصدق omsaddeq شیوهای در ماهیگیری با استفاده از تور است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه امضریس omazris ماهی شانک راهراه نقرهای تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه امعلیمو omme-?alimu سپرماهی دوپوزه تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه امنیه نظامی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آمو یا باچْی عمو هنوز بررسی نشده بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه اموارده آورده بودم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَمونگ amoŋ آمد تأییدشده · ۱ منبع لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اُم‌هَستا om-hasta یا اُم‌ها داشتم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه امهستن دارم «یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که…» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه اَمی ami آمد، عمو تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُمیدُن omeedon امیدها تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ان ʔən آن، او «ʔən merku» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ان جگاهن ʔæn dʒegæ:hæn آنجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ان سو ʔən su آنجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه انبو anbow درختی از خانوادهٔ سپستان با برگ پهن و میوهٔ زرد درشت با مادهٔ لزج تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه انتافو intāfō آفتاب تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه انتریک تحریک کردن هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.