واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
امبر
ambor انبر
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمبَرِنُ
om-barenɔ ریختم
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبگوی ناخدا مدی، بگو بخشم مدی
Ombogu-y-naxoda-madi-bogu-baxsom-madi به من بگویید ناخدا، سهمم را هم ندهید
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبل
ambol انبر
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبو
سه پستان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمجیش
omjīš پسفردا
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امخاردن
خوردهام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمُد
æmod آمد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمَدن
ōmaden آمدن
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمر
umr /ʊmɻ/ عمر، طول زندگی، روح
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امرو
emroo امروز
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امروز
äm-rūz امروز
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امشو
emshou امشب
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امصدق
omsaddeq شیوهای در ماهیگیری با استفاده از تور است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امضریس
omazris ماهی شانک راهراه نقرهای
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امعلیمو
omme-?alimu سپرماهی دوپوزه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امنیه
نظامی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آمو
یا باچْی عمو
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اموارده
آورده بودم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمونگ
amoŋ آمد
تأییدشده · ۱ منبع لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمهَستا
om-hasta یا اُمها داشتم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امهستن
دارم
«یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که…»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمی
ami آمد، عمو
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمیدُن
omeedon امیدها
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان
ʔən آن، او
«ʔən merku»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان جگاهن
ʔæn dʒegæ:hæn آنجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان سو
ʔən su آنجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انبو
anbow درختی از خانوادهٔ سپستان با برگ پهن و میوهٔ زرد درشت با مادهٔ لزج
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتافو
intāfō آفتاب
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتریک
تحریک کردن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
