پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۳٬۹۸۳ واژه

متفرقه اگماش tusegmāš کاسه‌هایی که برای تشخیص تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَگَه سالار دِلی بِکَشِتْ شیر اِ نَری اَکَشِتْ aga-sálár-deli-bekašet-e-nari-akašet اگر چوپان دلش بخواهد از نر هم می‌تواند شیر بدوشد (با تلاش به چیزهای محال هم می‌رسند) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَگَه مِهمون نَمی‌خوای کَلادیدِش بِده اگر از مهمان خوشت نمی‌آید اذیتش کن هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اگه نمکه انگشتی بسه ʔaqa nemeka ʔanqošti basa اگر نمک بود همان اندکی که خوردم بس است، اگر نمک بود همان مقدار کم کافی بود تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اگیت a-ge-yt می‌گوید تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اگینت a-gīn-et می‌بیند تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آل موجود خیالی دشمن زنان زائو تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه الب حاشیه‌دوزی، تزیین حاشیهٔ دمپای شلوار تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه الِبیس elbis پایه‌ای فلزی که سکان روی آن نصب می‌شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه الحاضره alhāzere نوعی دام برای صید ماهی است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه الحد alhad لحد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَلِّک ?allek آویزان تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه آلُمتری ālomtari گونه‌ای نخل پیش‌رس با خارک زردرنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته خوراک آل‌مهتری Al mehtari یا هولمهتری نوعی رطب زرد دراز زودرس، خرمای زرد درازی «آل‌مهتری زود ثمر می‌ده» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته خوراک آلو Alu سیب‌زمینی «آلو پخت خوبی است» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه الوا alvā شیرینی از شیرهٔ خرما، آرد گندم، روغن و هل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اُلوسیا پرنده سیاه با سینه سفید به اندازه گنجشک (آلوسیاه) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه الول موجودی شبیه گرگ که شب‌ها به شکل انسان و روزها به شکل حیوان درمی‌آید، دزد کودکان تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه آلومتری نام نوعی نخل خرما هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه آلی ali شمال جغرافیایی، سیب‌زمینی تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه الیُری aliyorey گونه‌ای نخل میان‌رس و نادر با خارک زردرنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اُم om من (شناسه)، هم تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اُم گُت om got گفتم هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اَمار æmar طناب لنگر لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه امالبول ommolbaul نوعی هامور با خالهای آبی رنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه امالبیاح ommolbiyāh خامهماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه امالحله ommolhala نوعی ماهی گیش تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه ام‌الصبیان Omm al-Sabyan روح یا موجود نامرئی آزارندهٔ کودکان تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه امالگین ommolgeyn زمردماهی دمجارویی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه امبا ambā انبه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.