واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
کتاب بی مه هادا
ketâb bey me hâda کتاب را به من بده
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کِتابخانو
ketab-xano کتابخانه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُتِرک
koterk بچه
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتل
ketl قایق کوچک، کتری
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتم
katam کدام
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُتی
kottee جعبه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کتیدن
Kotiden کوبیدن
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کج
Koj پولک ماهی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کجکی
kejakey زایدهای شبیه فسیل در اطراف ریشه و کندهٔ نخل که شاخ و برگ دارد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کجور
خرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچال
Kachal طاس، کچل
«کچال شد»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کـَچـِر
kacher اشکونه (ماده شبیه ساروج)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچره
caʃrah آشغال، خرت و پرت
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچک
Kachak تولهسگ، بغل، پا (بیشتر برای حیوانات)
«کچک درد»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچک سغ
Kochak Sagh تولهسگ
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچکول
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
گیاهان
کچکی
Kachaki بچه نخل
«کچکی نخل»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچگ
بچه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچل اگه راغن اشبي ا سر خش اکشه
Kačal aga rāqan ošbi a ser-e xoš akaše کچل اگر روغن داشته باشد به سر خودش میکشد
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچمبه
kačomba فضای داخلی دهان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچنگ
کلاغ سوزو، پرندهای سبزرنگ
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچول رهتن
kacūl rehten رقصیدن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچه
kača چانه، زنخدان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچی
kečči نوعی موتورلنج، لنج بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کچیل
kačil ظرف بزرگتر از کفاتر، بافته از برگ نخل برای نگهداری خرما
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کخ
kex واژهٔ هشدار به کودک برای بیرون آوردن چیز از دهان
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَدُت
kadot قد تو
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَدخُدا بِگین وُ دِه بِچاپون
kadxodá-begin-o-deh-bečápún کدخدا را ببین و ده را غارت کن
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کدر
یا قدر قدر، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
