واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
کِدَک
kedak کمینگاه شکار
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کدنه بهیه
kedənæ beheye کی میداند؟
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کدو
هندوانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کر
KER میش ماهی، نهنگ، الاغ
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَر انُدهُ
میآید
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَر کِردُه
میکند
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کُرا
Kora ابزار آهنی دستهدار برای کندن جوی، تکه آهنی برای جویسازی
«کُرا برای جوی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
کرابو
Karaboo دلفین، اسب آبی
«کرابو ساحل بندرعباس»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُرّات
تره فرنگی
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کراری
kerārey ماهی گیش چشمدرشت
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کراریفارسی
kerārey-fārsi ماهی طلال
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرامند ندارد
ارزش آن را دارد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرانی
kærrani حسابدار لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کراول
karāvul قرقاول
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرایه تَبا
keraya ta ba کرایه همراه داری؟
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کربون
korbun قربان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کربه
Karba آفتابه گلی، آفتابه، آفتابهی گلی
«کربه گلی قدیمی»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کـَرَپ کـُروپِه
karap koroope گلوله گِل خشکشده بازی کودکان
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرپندن
koroponden قر کردن، فرورفته کردن اشیای فلزی
«kottī sālem bey če nakoropondenī?»
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرپیدن
koropīden قر شدن (قوطی و ظرف فلزی)
«dūš māšīnoxo omze ba dīvār, joloveš koropīd.»
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرت
kæræt/keræt درختی است بسیار مقاوم و محکم که از چوبهای آن در لنجسازی استفاده میشود، کردن، نوعی درخت بیابانی خاردار با چوب مقاوم
تأییدشده · ۴ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
خانه
کرته
kertæ نوعی گیاه نیمانند برای پوشش سقف، تختهای ضخیم که در قسمت زیرین لنج به کار میرود، درخت شبهنی برای سقف
«کرته برای سقف»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کرخ
Karakh خرخر کردن
«کرخ میکنه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرخونه
curxuna یا کرخانه چرخ خیاطی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کردن
tænab / bænd-tor kærdæn پاره شدن طناب
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کردوس
kardus ماهی شعری کوچک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کردوندن
kardunden, kard- انداختن، پرت کردن
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کررا
karra وسط نخل میان شاخهها
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
کررابو
Karrābu دلفین، موجود دریایی، گاو آبی خلیج فارس
«کررابو در دریا شنا میکند.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کرش
karš شکاف، میان صدف که گاهی مروارید در آن جای میگیرد، قرش
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
