واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
کموتر
kamutar یا کفتر کبوتر
«bodow tâ kamutar bašim o»
تأییدشده · ۲ منبع قشمیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کموم نادت
مقدار کم به من نمیدهد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمیز
نگاهکننده با دقت
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کمیس
kamis پیراهن، پیراهن مردانه
«کمیس سفید»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کن پن
kon pan کونپهن، تپل یا بیحال و بیدستوپا
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
کنار
Kanar درخت سدر، درختی بومی، میوه درخت سدر
«کنار میوه»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُنار پیر
درخت کنار کهنسال و مقدس کنار قبرستان یا زیارتگاه پیران
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنبار
طنابهای قایق که از الیاف نارگیل بافته میشود
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنترل
kontorol برج کنترل که عملیات کنترل تردد شناورها
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنتو
kenatū کرچک
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنته
konta ساقهٔ درخت نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُنجت
کنجد
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کنجل
Kanjel سرمه، ماده سیاه بزک چشم
«کنجل برای چشم»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنچوک
konchok آرنج
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَندَ
خنده
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَندِر
kander چوبی که دو سرش برای نگهداشتن طناب تراشیده شده و دلو آب را از آن آویخته بر دوش میبردند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندرک
konderek آدامس، جویدنی
«konderek axāsī? ethādom»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندروک
kondoruk آدامس
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُندُک نونی
ظرف نان
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُندوروک
Kondorok آدامس
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندوره
kandoura یا چهار درزی نوعی پیراهن زنانه بندری با نواردوزی کمر، نوعی لباس زنان بندری، پیراهن (زنانه)
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کندوک
kondûk جانانی، زنبیل، سبد
«kondûk pâ ndârε, râh bε jâei nadarε»
تأییدشده · ۴ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندون
قندان
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنده
kondæ خنده، چوبی مدور که به دور پروانه موتورلنج نصب میشود، تختة دور پروانه یا پنکة لنج
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندیشن
cendeʃan کولر گازی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنکری
cenceri سنگریزهٔ ساختمانی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کنگ
Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنگره
نوعی خلخال که دختران و زنان هرمزگانی به مچ پا میبندند
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنگشنزده
kongešonazada خارک مرغوب سر و دم بریده و شانهزده در ظرف با شیره و کسور، برای زمستان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُنَه
kɔna محکم
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
