واژهنامهی بندری
لغتنامهی زندهی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم میافزایند، ناظر تأیید میکند و همه میتوانند درستیاش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژهها موتور مترجم را تغذیه میکنند.
متفرقه
گله نتو
qalley nato نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گَلِهکَرُنُ
gælekærᴐnᴐ گردنبند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گلیچی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گمار
Gomar هیولای اختاپوسشکل با چشمان نورانی
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گِمت
gemæt آب جمعشده در ته لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گِمیز
gemiz ادرار، شاش
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گُن
gon سنگ، بنه، درختی از خانوادهٔ پسته که از شیرهٔ تنهاش نوعی کندر به دست میآید
تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
گنا
Gena دیوانه، مجنون
«اون خیلی گناست»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنتال
gantāl گونهای کمیاب از درخت نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
گنجر
jenger یا جنگر، خنجر عروس دریایی، نوعی چسب گیاهی
«گنجر خطرناکه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنجل
ganjal نوعی گیاه (دود آن را سرمه میکنند)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گَند
gond کثیف، بیضه، خایه
تأییدشده · ۳ منبع هرمزیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گندر
محل عبور رودخانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گندگربی
gondgorbay گونهای نامرغوب از درخت خرما، میانرس و نادر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گندمک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنگوی
gængwey پلة کشتی که برای تردد خدمه به خشکی کاربرد دارد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنگی کتن
gangi-geten لکنت زبان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گنو
Ganu گاو ماده
«گنو شیری»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنوخ
ganux دیوانه
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنوغ
Ganugh دیوانه، مجنون، نخل دیوانه (نخل بیثمر با برگهای کج و زرد)
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گنه کارون اميدشون و خدا هن، گذشت از درگه ربّ سما هن
Gonah kāron omidšon va xodā hen, gozašt az dargah-e rabb-e samā hen گناهکاران به خدا امیدوارند، گذشت از درگاه خدای آسمانهاست
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گو
gəw یا گوئل، گوو گاو، مدفوع، عروس
«gəwu həwli»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گواب
ماهی هوور، تن ماهی، هوور یا تن
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گواهِن
gavaahen گواه است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوای
باد
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوتو
goto گاو نر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گوج
Goj نوعی سوسمار کوهی، سوسماری کوهی
«گوج کوه»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گوجک
مارمولک صحرایی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوجل
gojal نوعی گیاه خودرو (ضماد سینه)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوجن
gojan نوعی گیاه خودرو (برای سردرد)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
