پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌نامه‌ی بندری

لغت‌نامه‌ی زنده‌ی زبان بندری هرمزگان؛ هر واژه را مردم می‌افزایند، ناظر تأیید می‌کند و همه می‌توانند درستی‌اش را تأیید، اصلاح یا تکمیل کنند. همین واژه‌ها موتور مترجم را تغذیه می‌کنند.

۴٬۱۹۷ واژه

متفرقه گل شاهینی نقش شاهین روی جلبیل، بهترین نقش تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل که بي اش نبي چن خار هم نين Gol ke bi oš nebi čon-e xār ham nin گلی که بو ندارد مانند خار هم نیست هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل گل میخ Gol Meykh میخی چوبی «گل میخ دیوار» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه گل نخی یا گل اطلسی نقش دوخته‌شده روی شلوار گل بالا تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل و طوف نوعی برقع با نقش گل (برقع نخی کوه مبارک) تأییدشده · ۱ منبع جاسکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلابیوک golâbi-yok گلابی هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاته gælate پول مربوط به هر سفر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل گلاس gællas لیوان، لنجی که با طناب لنج دیگری را با خود می‌کشد «گلاس آب» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاف gallāf سازندگان انواع شناورهای دریایی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلافن Gallaf سازنده و تعمیرکار لنج هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلالک Golalak کاکل، دسته‌ای از موی وسط سر کودک که نذر می‌کنند و نمی‌تراشند، دستهای از موی وسط سر تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلاه golāh ماهی گیش می‌گویی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل گلپ golop قوه، لامپ، باتری «گلپ باطری» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلت golat پیمانهٔ بافته از پیش خرما برای اندازه‌گیری خرما هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلس gæls بستن لنج یا قایق به لنج یا قایق دیگر به وسیله طناب تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلس‌کردن gæls kerden کشیدن یک لنج یا قایق توسط لنج یا قایقی دیگر تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری گلک gelak عروس دریایی، خاک سرخ (هرمز)، خاک سرخ رنگ از معادن خاک سرخ قشم و هرمز «گلک دریا» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گِلکَنی gelkanee یا غدیر محله‌ای قدیمی در بندرعباس، محل برداشت خاک که در باران آبگیر می‌شد، گل‌کنی (گودال‌های موجود در بندرعباس قدیم) تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلگلی بازی محلی با رینگ دوچرخه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل گلم Golam باتلاق، باتلاق کف رودخانه، گودال آب «گلم آب» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلمپک qolompak نخ‌های رنگارنگ و گلوله‌پشمی برای تزیین شتر در عروسی هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری گلموک کالاماری که نوع خاصی از ماهی مرکب است هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلمه gelæmæ لوله‌ای که بر سر لوله‌ای وصل می‎شود که شافت موتورلنج در آن قرار دارد تا مانع نفوذ آب به درون لنج شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلمی چاله پر آب کنار رودخانه، ژرفا هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری گلو galu گربه‌ماهی، ذوب شدن، آب شدن «گلو ماهی» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل گلوپ Glop لامپ «گلوپ روشن» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه گلوروغو نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلولی خمره هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه گلووه goluve نوعی مروارید درجهچهارم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت گِله Gela رطوبت، خیس «گِله شد» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.